از خانواده چیزی نفهمیدم خلاصه نفهمیدم برادر یعنی چه و خواهر کجای زندگی فرار دارد . بیشتر حرفهای بین اعضای خانواده سخت گیرانه و توهین امیز است . از محبت خبری نیست . داستان خانواده قدیمی شده است شاید زمانی بوده که من نمی دانم و در ان هر کسی خانواده شلوغ تری قدرت بیشتری داشته داشتن چند برادر زن را در برابر خانواده شوهر بیمه می کرده و یا پدر را برای گسترش ملک و املاکش ساپورت می کرده . ولی حالا داستان عوض شده برادر ها خواهر هایشان را کتک می زنن یا حق انها را در ارث و میراث می خورند و پدرهایی که بچه های بیشتری دارند هر روز فقیر تر می شوند . برادر ها هر کدام هم دیگر را تن لش و بی عرضه می دانند که دارایی خانواده را بالا کشیده اند . عروس ها و داماد ها از این آب گل الود ماهی گرفته و در بده بستانهای خودشان از این معضل به بهترین وجه استفاده می کنند . بچه های نسل دوم عموها و دایی هایشان را نمی شناسند . حسادت ها و بدجنسی ها بین اعضای فامیل به حد مسخره ای رسیده .دیگه نمی شه فضای خانواده را تحمل کرده از کار و زندگیت می افتی از زندگی ات باز می مونی از لذتی که لازمه زنده موندنه می مونی .
حالا باید گفت ای اعضای خانواده دوستتان دارم ولی نمی توانم خیلی به ریزه کاری هایتان برسم نمی توانم به آنچه می کنید نظر دهم و نمی توانم به انچه می کنم برایتان توضیح بدهم . واقعا باید دوباره واژه خواهر و برادری را معنا کرد . مثلا باید بگوییم برادر و خواهر کسانی هستند که در مراسم عروسی هم دیگر و نزدیکان لباس مرتب می پوشند و جلو در تالار به خوش امد گویی میهمانها می پردازند و یا کمی بیشتر از بقیه میهمانها کادو می دهند و کمی زودتر می ایند و دیر تر می روند . و یا در مراسم عزای کسی همه سعی می کنند شرکت کنند . ولی به هیچ وجه به فکر مسافرت با هم نمی افتند و هرگز با هم معامله نمی کنند و هرگز با هم وصلت کار نمی شوند و زیاد به هم زنگ نمی زنند و جز در مواقع دعوتی رسمی به خانه همدیگر نمی روند و هرگز از وضعیت کاری و مالی هم نمی پرسند مخصوصا هرگز از هم نمی پرسند بچه با کنکور چه کار کرد
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی