من امشب می خواهم معلم اخلاق باشم به انان که روزی دور هم نشستن و با هم عهد بستن یا همه چیز را به وفق مراد دل خودمان می کنیم یا همه چیز را از بین می بریم . انان که برای خودشان اصولی ریختن و در ان اصول قرار گذاشتن یک : هیچ کس احساساتی نشود و از اخلاق سخن نگوید . دو : هیچ کس از دین حرف نزند یا شعر و ضربالمثل به زبان نیاورد سه : تمام قدرت در دست ماست و ما در استفاده از ان با کسی مشورت نمی کنیم .چهار : تمام ثروت در دست ماست و ما به دلخواه از ان استفاده می کنیم پنج : تمام رسانه از ان ماست و ما هر چی دلمان بخواهد می گوییم یا می نویسیم یا تفسیر می کنیم شش : مردم باید قبول کنند سرنوشتی محتوم دارند و به اندازه ان سرنوشت کوچک و ترسو شوند هفت : علم و اینده را ما معنی می کنیم هشت : شاد بودن مردم به نفع ما نیست پس همه چیز باید روی اعصاب باشد نه : مسیولین لایق به نفع ما نیستند لذا ما مسیولین متعهد می گیریم ده : بکش تا زنده بمانی یازده : دیگی که برای تو نجوشد همان بهتر که سر سگ در ان بجوشد دوازده : همه چیز را تحریف می کنیم سیزده : خشونت تا انجا که همه چیز را به تمکین ما در اورد حتی اگر به بهای نابودی همه باشد چهارده : حالا بروید و تا می توانید به خلاف انچه می خواهیم عمل کنیم حرف بزنید ولی یادتان باشد حرف شما صرفا یک حرف تو خالی و به منظور خر کردن دیگران است ..............................
راستش من می خواستم برای این عزیزان درس اخلاق بگذارم بهتر دیدم یک کلام بگویم که من گه بخورم بتونم برای همچی کثافتایی درس اخلاق بگذارم من به همه توصیه می کنم شما هم به حرفهای اینها از ترس گوش کنید ولی به جای عمل کردن برای سلامتی شان بگوزید مبادا افسرده و ناراحت و نا امید باشید هر وقت به اینها فکر می کنید باد معدتان را به کمک بگیرید یادتان باشد تمام حروف این واژه را با حروف بزرگ بنویسید گویا می خواهد روی کسی تر بزنید
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی