مذهب یک شک یک طرف است ، یک طرف به تمام حرفها و رفتارها و دارایی های دیگری مشکوک است حتی به عقل و فهم او و او را فردی دست و پا چلفتی می داند و طرف دوم به دیگری کاملا ایمان دارد ، او را عقل کل می داند و توانایی های زیادی برایش متصور است و همه چیز الزاما یقین صد در صدی است .
آه خدایا من گاهی چقدر هوس خدا بودن می کنم ، اینجوری خیلی حال می ده ، که حالا یک کم زودتر از راه رسیده 1ی و نقش خدا را بگیری همه سرت دعوا کنن ، همو بزنن و بکشن و همه تلاش کنن دیگران را بیارن تو راه تو و تازه وقتی همه برات صف کشیدن بازم یک خرده فرمایشاتی همیشه می مونه
یکی این وسط نقش خوبی داره نقشش اینه که تو رو برای من تفسیر می کنه و حق العمل خوبی می گیره ، جالبه هیچ کدومشون هم زن نیستند در حالی که من تو رو در زیبایی زنها می بینم گویا تمام کوهها و دشتها و اقیانوسها را تو در یک وجب صورت و در یک نقطه نگاه زن جمع کرده ای .
خدایا سالهاست بد جوری دل مرا به بازی گرفته ای ، از انها که بد تعبیرت کرده اند متنفرم ، واقعیت این است که هیچ حائلی ببن من و تو نیست هیچ طمطراقی ، هیچ نمادی ، هیچ عقل کلی
تو یک دوستت دارم ساده یک عشق بی مثال یک اطمینان خاطر عجیبی که اسمت را خدا صدا می زنم
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی