خرید بک لینک

گاهی احساس خنگی می کنم . مثلا در مورد همین مسئله ارث عقلم کار نمی کند .

یکی می میرد و عده ای مال او را به ارث می برند .

خب این موضوع اشکالاتی اساسی و خیلی روشن دارد اول اینکه کسانی که می دانند می خواهند ارث بزرگی را ببرند در طول مدت زندگیشان کار نمی کنند و مشتی تنبل هستند . دوم اینکه ارث بران نسبت به دیگران غرور و تکبر دارند زیرا معتقدند انها هرگز به دیگران نیازی ندارند و این دیگر مردم هستند که محتاج انها خواهند بود . سوم اینکه تجمع پول در یک خانواده یا گروه موجب ایجاد دیکتاتوری و خرافه در بین مردم می گردد و حقارت موجود در جامعه را حق مسلم عده ای می داند که هرگز فرصت ندارند از سطح خود بالا بیایند . چهارم اینکه مرگ خودش می تواند یک نوع پول شویی باشد مثلا پول در نسل اول خانواده ممکن است از طریق دزدی یا قتل جمع شده باشد و در نسل دوم می تواند کاملا مشروع باشد چون ارث بر فقط یک فرد کاملا معصوم است که پول هنگفتی را به ارث برده است

در مجموع باید گفت مسئله ارث مشکلات زیادی دارد و از طرفی بعضی ها معتقدند اگر یک پدر را فرض کنیم طبیعتا دوست دارد تلاش کند تا بعد از او فرزندش از زحمات او استفاده کند یک پدر که خانه ای ساخته دوست ندارد خانه اش را برای غریبه ها بگذارد یا پولش را به غریبه ها بدهد

در جواب این عده من معتقدم باید گفت یک پدر باید فکر کند که برای نسل بعد از خودش یک رفاه ایجاد کند البته یک رفاه نسبی نه یک رفاه مطلق و رفاه نسبی او این است که در زمان حیاتش برای فرزندانش امکاناتی فراهم کند تا انها بتوانند به بلوغ عقلی برسند و در میدان تجربه صاحب نظر شوند این طور فرزندی بیش از انکه ارث مالی پدرش را ببرد ارث فکری پدرش را برداشته و اگر چنانچه پدرش به خاطر تقی به توقی پول دار شده او دیگر فرد پولداری نخواهد بود . البته پدران می توانند یک خانه برای فرزندان خود به ارث بگذارند زیرا مسکن حق همه ی انسانهاست و یا یک سری چیز های دیگر هست که حق حیات همه است مثلا به پول امروز ایران یک پدر تا مرز پانصد میلیون تومان می تواند به فرزندش ارث بدهد تا او مستاصل نشود ولی گاهی می بینیم این ارث ها رقمهایی نجومی هستند مثلا یک یا چند میلیارد تومن دارایی

گاهی احساس خنگی می کنم و فکر می کنم چرا جامعه انسانی اینقدر در اشتباه زندگی می کند . ما انسانها چنان گستاخ شده ایم که خیلی از نا عدالتی هایی که خود ما باعث ان هستیم را به خدا نسبت می دهیم و این به جایی می رسد که مردم به عدالت خدا شک می کنند یا گاهی شاعری می گوید همه چیز نتیجه شانس است

یکی گوهر برد بی کندن کان

یکی در کندن کان می کند جان

من معتقدم انسانها در نهایت یک فرد هستند و خانواده باید خودش خودش را بسازد نه اینکه خانواده ها خانواده را به فرزندانشان ارث بدهند پولدارها به سمت هم بروند یا به سمت خوشگل ها بروند یا دختر ها به سمت پول بروند و این جوری نظام خانواده از همان اساس بر پایه فریب پایه گذاری شود

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۳ساعت 22 توسط كادر |

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:33

صفحه بندی