خرید بک لینک

تا حالا زیاد شنیده بودیم که از خونه ی من برو بیرون ولی کمتر شنیده می شد که از کشور من برو بیرون . حالا این عبارت هم به دایره المعارف اضافه شده . ولی به نظر من این هر چند حرف تندی به نظر می رسد ولی در واقع امر حرف درستی است . زیرا کسانی که قابل ترحمند کسانی نیستند که توان مهاجرت داشته باشند در دنیای امروز نفس مهاجرت یک تمکین .

واقعا باید فکر کرد این تمکین مالی از کجا می اید و چگونه یک سری افراد می توانند هر روز مثلا بین امریکا و ایران در تماس باشند و یا در حالیکه که خیلی از ایرانیها حتی از یک مسافرت ساده به شمال عاجزند انها خیلی راحت برای زایمان خانمشان به امریکا می روند .

دنیا امروز جایی برای عدالت خواهی ندارد ولی اخراج خیلی از ایرانیها یی که در امریکا سفره حضرت عباس پهن می کنند حرف بدی نیست یکی نیست به این افراد بگه آخه در بلاد کفر چه غلطی می کنی مگر هدف دین و مکتب نیست خب این دینداری را در همین جا می توان رعایت کرد مگر دیدن موی سر و رقص و نوشیدن و خیلی چیزهایی که انجا نیست برای تو عذاب ندارد . خب بیا بیرون از کشورشون .

من واقعا هیچ نظری درباره اقای ترامپ ندارم و معتقدم این جور افراد ممکن است زیاد باهوش نباشند ولی یقینا هوش خاص دارند و این نوع هوش بالاتر از فهم انسانهاست . من یک تماشاگر ساده دنیا هستم و پایم روی پوست موز است با این وجود یک چیز مرا ارام می کند ان هم وطن من است . من سخت تر از همه ی دنیا عبدل ابادی هستم حتی قبرستان اینجا نیز ارامم می کند همه انجا دوست و اشنایم هستند لذا می توانم بگویم حس ناسیونالیستی یک احساس محتوم به افراط گرایی نیست .

من معتقدم خیلی از مهاجران پیشینه ای مبهم دارند و صرفا برای رد گن کردن دست به مهاجرت زده اند من به ریشه دار بودن عقیده دارم ریشه داشتن یعنی حیا داشتن یعنی پاک بودن یعنی انسان بودن . خیلی ها در دنیای غریبگی خودشان ترمز خالی می کنند و مرزها را رد می کنند برایشان مهم نیست که دیگران درباره انها چی بگویند زیرا دیگران در خاطره انها جایگاهی ندارند.

البته گاهی فشار یک محیط بخاطر حمله عده ای به فرهنگ یک جامعه مسئله مهاجرت را توجیه می کند مثلا خود من دوست دارم به امریکا مهاجرت کنم زیرا می خواهم در کشوری باشم که فرزندم بتواند به شنای حرفه ای ادامه دهد و برای علاقه او می دانم در اینجا اینده ای نیست . ولی این نوع مهاجرت دستور آقای هوش خاص را زیر سوال نمی برد زیرا من مستاصل تر از انم که بتوانم مهاجرت فکر کنم .

اسیران واقعی کسانی هستند که نمی توانند دام را رها کنند و گر نه پرنده های وحشی هم گاهی ممکن است لب دیوار باغ وحشی بنیشنند و بعد از انچه می بینند برای دیگران کلی داستان بسازندو نان انرا بخورند و خوشحال باشند که همیشه داستان قفس وجود داشته باشد تا فرار او توجیه باشد و نان او بر قرار . ولی آنچه همیشه بی صدا می ماند اسیر قفس است که حتی مرگش هم صدایی ندارد

+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۱/۱۹ساعت 0 توسط كادر |

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:33

صفحه بندی