خرید بک لینک

البته دو حرف می خوام بزنم که اول دومی شو می گم

خیلی ساده می توان به افکار سر و سامان داد فقط باید دید این فکر در چه بستری رشد کرده است زمان بستر تاریکی هاست و خیلی از افکاری که ما بر انها پا فشاری می کنیم نطفه شان در بستری تاریک بسته شده است و مرور زمان بر انها رنگ ماندگار زده است در حالی که ماندگاری یک فکر دلیل درست بودن ان نیست درست مانند کودکی که بخاطر برداشتن یک سیب کتک مفصلی خورده باشد تا سن کهولت هر موقع چشمش به سیب بیفتد یادش می اید از ان همه کتک

اما حرف دوم

حال و روز این روز های من چیست

به اتاقم می ایم معمولا هر شب لباسهای کثیفم را در گوشه ای پرتاب می کنم و حالا ان لباسها مانند یک تل بزرگ شده اند . کفشهایم جلو در اتاق پر گرد و خاک هستند . داخل اتاق همیشه دو سه تا پتو پهن شده و چند بالش که بصورت ناهماهنگ این ور و ان ور دیده می شوند میز تلوزیون کثیف است و جا سیگاری پر از ته سیگارهایی است که شب قبل کشیده شدن .

لیوان چایی که صبح خورده ام هنوز جلو کاناپه مانده و پوست شکلاتی که داخل ان است . در گوشه اتاق یک سفره باز مانده است که کمی نان خشک در ان دیده می شود یک ظرف پلاستیکی بزرگ که چند خوشه انگور سیاه نوبر در ان خشک شده چند دستگیره که اطراف سفره افتاده اند یک ماهیتابه که داخلش دو سه تا قاشق است کمی دانه های خربزه داخلش ریخته شده و بیسکویت نیم خورده ای که گوشه سفره هنوز قابل خوردن است یک کاسه هم انجاست من ناهارم را ظهر در ان کاسه خورده ام ناهارم فقط کمی ماست بود که داخلش کمی نان خشک تریت کردم دو دانه تخم مرغ با کمی کره نیم رو کردم و با تریت ماست خوردم .

به نظرم رژیم غذایی خاصی می اید ولی هر چه هست مرا سیر کرده دیگر تلواسه چیزی ندارم .

در قسمت گاز اوضاع خیلی بدتر می شود استکان چایی با یک چای کیسه ای که در لبه خشک شده و سینگ ظرف شویی که پر از ظرف و ظروف و ات و اشغال است . دیه ترشی هم لبه کابینت سنگی جا مانده . . شیشه روغن زیتون هم کنار جا قاشقی است ولی در جا قاشقی هیچ قاشقی نیست نگاهم به بسته های ماکارانی خیلی زود عبور می کند مثل اینکه می گویم ماکارانی در تنهایی نمی چسبد . این مسواک و خمیر دندون هم که قبل روی یخچال بود حالا روی میز کامپیوترم آمده نخ دندونم هم نمی دونم کجاست باید به زیر میز افتاده باشه .

دستم را که دور گرنم می کشم فقط خاراندن ساده نیست چون می بینم گرد و خاک چسبیده به گردنم زیر دستم جمع می شود و مرا به این فکر می اندازد قبل از چای خوردن بعدی یادم باشد دستهایم را بشورم

ولی حمام که اوضاعش قابل نگارش نیست چون هنوز بسته های پور بهداشتی که چند روز قبل استفاده کرده ام گوشه اش مانده و قسمتی از حمام سفید شده

اوضاعم این است

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۴/۰۵ساعت 22 توسط كادر |

برچسب: اوضاعم,این,است, نویسنده: مهران محمدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:42

صفحه بندی