حوصله داشتن نه بعنوان یک مرهم درد بلکه بعنوان یک مفهوم واقعی در زندگی لازم است . اگر به یک عکس قدیمی نگاه کنیم متوجه عبور سریع زمان می شویم مثلا به سخنرانی مارتین لوترکینگ نگاه کنید بعد با خودتان فکر کنید تمام موجودات زنده در این صحنه الان دیگر مرده اند از فیلم بردار بگیر از سگ و یا گربه ای که در ان اطراف هست . همه و همه مرده اند .
واقعا نیاز هست که قدر همدیگر را بیشتر بدانیم و به هم فرصت لذت و ازادی بیشتری بدهیم طوری رفتار کنیم که بدانیم حتما روزی رفتار خودمان را به قضاوت خواهیم گذاشت . حیف است که بر اثر کم حوصلگی کسانی را از خودمان برنجانیم که دوستمان هستند .
البته زندگی گاهی سخت می شود و برای ادم اعصاب باقی نمی گذارد ولی کنترل همه چیز در دست ماست برای همین به ما می گویند انسان . شاید روزی که ما خرابش کرده ایم قرار بوده یکی از بهترین و شیک ترین روزهای زندگی مان باشد . روز بچه گی بچه هایمان روز جوانی همسرانمان روز زندگی پدر و مادرانمان
اتفاقا من امروز داشتم به همین موضوع فکر می کردم . با خودم می گفتم هر چند ان روز ها کمی رب گوجه با نان تافتون می خوردم و یا در طویله های کثیف ته کوچه باغ نو بازی می کردم ولی نمی دانستم این روزها بهترین روز های زندگیم هستند چرا که ان روز ها بابا ظهر از باغ به خانه می امد مادر برایش چایی درست می کرد و یا قلیانی چاق می کرد . بابا به من می گفت بیا گردنم را فشار بده و من گردن بابا را محکم فشار می دادم و او می گفت ماشالله پسرم چقدر زور داره
بگذار تا دوستت حرف بی حسابی بزند تو کوتاه بیا . بذار تا همسایه ات مزاحمت ایجاد کند تو حوصله کن و ... باید قبول کنیم در هر صورت این اتفاقات می افتد و بهترین راه برای انکه این گونه مسائل روحمان را نیازارد این است که بدون انکه در برابر کسی ضعف داشته باشیم به خودمان احترام بگذاریم
همیشه تصویر سخنرانی مارتین را بیاد داشته باشیم و به خودمان بگوییم حالا هیچ کدام از اینها زنده نیستند
برچسب: حوصله ام سر رفته,حوصله,حوصله ندارم,حوصله ندارم به انگلیسی,حوصله کن خواهیم رفت,حوصله م سر رفته,حوصله نداشتن به انگلیسی,حوصله ندارم چیکار کنم,
نویسنده: مهران محمدی