خرید بک لینک

دماغا مونو باید بگیریم تا بوی بدبختی را استشمام نکنیم . چشمهایمان را باید ببندیم تا بدبختی را نبینیم . گوشهایمان را باید ببندیم تا بدبختی را نشنویم . باید این نوع هنر ها داشته باشیم تا احساس خوشبختی کنیم . بدبخت فقط بدبخت می زاید ما نسلی نیستیم که بهای خوشبختی را برایمان پرداخت کرده باشند دیدن خوشبختی نیمه بها هم نیست تمام بها ست . باید یاد بگیریم در رویا خوشبختی را لمس کنیم و از ان رویا بیرون نیاییم خوشبختی داشتن کار نیست داشتن پول و خانه و ماشین نیست خوشبختی داشتن امنیت و آرامش نیست خوشبختی غرور ملی و خانوادگی نیست خوشبختی تفریح نیست لذت بردن نیست . بزرگترین نوع خوشبختی آن است که ما یاد داشته باشیم چگونه با بدبختی هایمان کنار بیاییم با بدبختی هایمان حال کنیم و ببینیم که زنده ایم و بدانیم که زنده بودن خوشبختی بزرگیست و بفهمیم که اگر مردیم دیگر نیستیم تا بدبخت باشیم . آدم باید زندگی را طولی ببیند نه لحظه ای مثلا جایی که من می نیشینم و وبلاگ می نویسم مکان ثابتی است و من در این مکان بوده ام و خیلی چیز ها فرق می کرده من با بدبختی این فرق ها را ایجاد کرده ام و هنوز هستم و این لحظه که ان زمان نبود حالا فرا رسیده و اگر باز هم من فرقی ایجاد نمی کردم این لحظه می رسید پس بدبختی واقعی ان است که ما نخواهیم فرقی ایجاد کنیم این فرق را می توانیم از شانه کردن مویمان شروع کنیم می توانیم که تغییر طرز نگاهمان شروع کنیم .

بدبختی همه چیز ماست من هم می دانم انقدر هم گاو نیستم ولی تکرار این موضوع کمکی نمی کند فقط ما را در برابر بدبختی منفعل می کند باید باور داشت همیشه راهی هست هر چند ان راه بسیار سخت باشد ولی هیچ راهی بدبختی نیست . خوشبختانه همه راههایی که از بدبختی منشعب می شوند به سمت خوشبختی می روند نفس راه خوشبختی است هر چند صعب العبور باشد مهم ان است که ما به بدبختی تن ندهیم ما هم قاطی دزدان نشویم ما هم دستمان را به خون آغشته نکنیم ما هم خر اجنه نشویم بدبختی واژه ای انسانی نیست هیچ انسانی نمی تواند بدبخت باشد مگر این که انسان نباشد پس هر جایی که بدبختی هست شمار انسانها کم شده

خوشبختی را از گذاشتن گونه ام روی زانویم شروع کردم و نگاهی که روی صفحه کامپیوتر مانده و دستی که دیگر با نوشتن حال نمی کند

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1397 ساعت: 18:00

صفحه بندی