چرا موضوع فیلم ها حالا از سرزمین شمالی نیست پسر شش میلیون دلاری نیست . آوای موسیقی نیست . سلطان و شبان نیست . جالا چرا همه ی ادمهای بد باید سبیلشان کلفت باشد و آدمهای خوب پیرهنشان روی شلوارشان باشد .
حالا همه چیز بی اعتمادی مطلق شده یک عده خوبند و یک عده سرو سرگردان . جالا انگشت تحیرت روزی هزار بار گزیده می شود و چشمان تعجبت روزی هزار بار دریده می شوند . جالا اوضاع اصلا خوب نیست . شادی یک چیز ساده و ارزان بین مردم نیست برای شاد بودن باید اقل کم لذات فلسفه ویل دورانت را حفظ بود و البته نیمی از حافظ را باید همیشه در ذهن داشت .
باید ما برای کی توضیح بدیم که اقا ما کاری به اینکه ذخایر ارزی پره یا خالی نداریم کاری به اینکه وزیر ارتباطات جوونه یا پیر نداریم . اصلا کاری به هیچی و هیچ کدام از شما نداریم فقط می خواهیم آب بخوریم و نگران تموم شدن اب نباشیم . جنگل بریم و نگران اتش سوزی جنگل نشیم . هوا بخوریم و نگران گرد و غبار نباشیم . نود نگاه کنیم و نگران اسهال شدن عادل نشیم . اخه چرا ما برای همه چیز نگرانیم . مگه اینجا چه خبره .
واقعا داستان چیه . ما باید نگران دولت مردان باشیم یا اونا نگران ما باشن . همه مشکلات از وقتی شروع شد که جای حنا وبلاگ دختری کلمه در وبلاگ مزرعه کلمه انگری برد را نشونمون دادن . حالا واقعا وضعیت سوریه خیلی بده ولی خلاصه یک عده ای هم تو جزایر قناری هستند که می شه یک فیلم د ه دقیقه ای از اونا هم نشون داد .
بهتره همه حرفا تموم بشه بهتره همه ساکت بشن بهتره کارشناسی های سیاسی و اقتصادی همه جمع کنن و به جای تمام اینها حنا وبلاگ دختری کلمه در وبلاگ مزرعه کلمه را نگاه کنیم . خانواده دکتر ارنست را ببینیم یا استرلینگ و راکون را ببینیم . یاد گرفتن اخلاق از بک برنامه کارتونی خیلی بهتره از .........
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی