من زانوی,ی ندارم که وقتی مشکلی برایم پیش می اید سرم را روی ان زانو بگذارم و او دستش را در موههایم بدواند و دلم را گرم کند . من باید سرم را روی زانوی خودم بگذارم و وقتی ادم سرش را روی زانوی خودش می گذارد باید به سیگار پناه ببرد و شاید به وبلاگ .
خب من یک مشکل کاری دارم که سعی می کنم انرا به اختصار در اینجا به درد دل بنشینم .
شغل من تالار است تالار من سه هزار متر زیر بنا دارد دارای دو سالن به ظرفیت هزار نفر برای اقاایان و یک سالن به ظرفیت هزار نفر برای خانهماست یک چای خانه صد متری یک اشپز خانه دویست متری یک انبار دویست و پنجاه متری و یک باغ سرپوشیده ششصد متری است
تالار دو تا دفتر مجزا دارد مردانه و زنانه سه امتیاز برق دی مان دی ، سه فاز و تک فاز دارد و شش امتیاز گاز و چهار امتیاز اب . یک سرد خانه پنج تنی . تالار مجهز به سیستم گرمایش و سرمایش است و ... ما در هر برج بصورت مدام در طول سال از پول کارگری و هزینه های اب و برق و گاز و هزینه نگه داری ساختمان برجی هشت میلیون تومان هزینه داریم که در طول سال می شود نود و شش میلیون تومان . اگر شما فرض کنید ما در طول سال نود مجلس داشته باشیم هزینه هر مجلس می شود یک میلیون و شصت هزار تومان
خب حالا شما فرض کنید ما فردا یک مجلس پانصد نفری در تالار داریم و غذا چلو مرغ است با سرویس بدون میوه و شیرینی و سوپ هزینه هر نفر هیجده هزار تومان . خب پانصد ضرب در هیجده هزار تومان می شود نه میلیون تومان
خب حالا هزینه های ما چقدر بوده . یک ران چهارصد گرمی از قرار کیلیویی دوازده هزار تومان می شود چهار هزار و هشتصد تومان . هزینه دوم ، یک کیلو برنج دوازده هزار تومان برای پنج و نیم نفر می شود هر نفر میشود دو هزار و صد و هشتاد تومان . هزینه سوم نوشابه پیپسی برای هرنفر می شود هزار و چهار صد تومان . هزینه ماست چهارصد و شصت تومان . هزینه پیاز هفتاد تمان . هزینه لیوان یکیار مصرف پنجاه تومان . هزینه اب معدنی به ازای هر نفر چهارصد تومان . هزینه زعفران صد تومان . هزینه ادویه صد تومان هزینه نان پنجاه تومان . هزینه رب سیصد تومان . هزینه روغن سیصد تومان هزینه دستمال کاغذی برای هر نفر پانصد تومان . هزینه دور چین شامل فلفل دلمه پیاز و خیار شور برای هر نفر دویست تومان . هزینه کاور روی میز و پلاستیک زباله را باید حدودی حساب کرد که دست کم می شود صد تومان .
خب جمع هزینه های بالا می شود یازده هزار تومان یعنی پانصد ضرب در یازده هزار تومان می شود پنج میلیون و پانصد هزار تومان . اینرا بعلاه هزینه های کارگری و جاری کنیم می شود شش میلیون و پانصد و شصت هزار تومان . هزینه مالیاتی ما می شود چهارصد هزار تومان جمع حساب می شود شش میلیون و نهصد و شصت هزار تومان . حالا بگیر هفت میلیون .خب در این وسط دو میلیون خالص ماند . تالار ما در هر مجلسی یک میلیون تومان از هزینه های فیلم برداری را پرداخت می کند که در امد خالص ما می شود یک میلیون تومان
خب حالا شما جای من با این کار و کاسبی چه کار می کنید یعنی اقل کم یک سرمایه گذاری که با پول امروز یعنی دلاری یازده هزار تومان بالغ بر هفت میلیارد تومان و ده سال تجربه کار و کار سخت فیزیکی و قبول مسئولیت و ... ایا من نیازی به زانویی ندارم که سرم را بذارم روش .حالا شما در نطر بگیرید که مشتری بهتون بگه گرونه و فلانی ارزون تر می ده و براش مهم نباشه که فلانی چه قدر از کمیت یا کیفیت کار می زنه فقط و فقط ارزونی را ببینه .
من وقتی در کارم خیلی عذابم بیشتر می شه که می خوام به اصول خودم پایند بمونم نمی خوام از وزن مرغم بزنم از نوع برنجم بزنم به جای زعفرون از رنگ استفاده کنم و ... هزار و یک کاری که می شه کرد
دنیای عجیبی است نازنین ، عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
چقدر سخته وقتی می تونی بدزدی ولی اصول نذارن دزدی کنی . وقتی بتونی دروغ بگی ولی اصول نذارن بگی وقتی بتونی کم فروشی کنی ولی اصول مانعت بشن .
الان که دارم می نویسم روبروی من پر است از کتابهای فلسفی . تاریخ فلسفه کاپلستون . ما بعد الطبیعه ژان وال . مسائل فلسفه برتراند راسل . فلاسفه بزرگ بریان مگی . تفسیر های زندگی ویل دورانت و .... منم که حالم خراب است دوست دارم بلند داد بزنم هی تو شما ها یک کلمه هست که منو دل گرم کنه به زندگی به کار به انسانیت یا بازم باید سرم را روی زانوی خودم بذارم و سیگار بکشم
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی