خرید بک لینک

نمی دانم روی سخنم با کیست پس با نمی دانم هایم حرف می زنم .

یک لحظه توقف کنید . همه کسانی که دور و برتان هستند را دور بریزید . ما با هم زیاد اختلافی نداریم . فقط داریم به دو چیز فکر می کنیم . من نمی گویم که مرا ببخشید فقط خواهش می کنم به حرفهایم گوش کنید شاید من نیز حرفی داشته باشم که با تو زیاد بیگانه نباشد . این رسم انسان بودن است . همه پیر می شویم همه می میریم با کمی بالا و پایین این فقط مردگان هستند که تا ابد مرده باقی می مانند . من همین الان یک لیوان اب اناناس خوردم و لیوان را روی کتابی گذاشتم که کنارم هست فقط یک لحظه لیوان را عقب زدم و عکس چند نفر درست زیر لیوان بود کتاب تفسیر های زندگی اریل دورانت روی جلد سبز ان عکسهای ویلیام فاکنر ارنست همینگوی مارسا پروست کازانتزاکیس سیمون دوبوار و ... همه ی انها مرده اند هیچکدامشان حالا نیستند به این فکر کنید که سیمون دوبوار زمانی که داشت کتاب همه می میرند را می نوشت با خودش چه فکر می کرد . مدتی با چشمانم در کتابخانه ی کوچکم دنبال این کتاب می گردم و بصورت اتفاقی انرا می بینم زیر عنوان کتاب نوشته ام : همه می میرند تداعی این معناست که انسانهایی وجود دارند که هرگز نمی میرند . چه لحظاتی که دوبوار به سینه افق نگاه کرده تا بنویسد : مگر می شود زندگی را در گلخانه ای زندانی کرد تا بی خطر رشد کند .

اگر شما مرا نابود کنید دنیا جای بهتری نخواهد شد . شما با نابودی من خودتان را نیز نابود کرده اید دنیا را نابود کرده اید و دوبوار می گوید :

چهره پر چروک ریش جو گندمی و چشمان بی فروغش را نگاه می کردم برای اولین بار خودم را پیرتر از او پیرتر از هر انسان دیگر حس می کردم و او در نظرم چون کودکی ترحم برانگیز جلوه می کرد گفتم اشتباه می کردم می خواستم شما را سرور همه دنیا کنم اما دنیایی در کار نیست .

کتاب همه می میرند را در 6/2/81 ساعت یازده و نیم شب تمام کرده ام و از انزمان نیز شانزده سال و اندی گذشته ایا این عبور زمان شما را نمی ترساند

ما همه مثل هم و به اندازه هم حق زندگی داریم اختلافمان نهایت این است که داریم به دو چیز فکر می کنیم قرار نیست همدیگر را ببخشیم یا با هم کنار بیاییم ولی می توانیم به حرفهای هم گوش کنیم . چرا این کار اینقدر سخت است فقط یک گوش ساده شاید همه درد ها از بین برود اگر فقط به هم گوش کنیم . گوش دادن به هم دیگر بزرگترین هدیه ایست که می توانیم به هم بدهیم بزرگترین احترامیست که می توانیم به همدیگر بگذاریم . نمی دانم روی سخنم با کیست پس با ناکس ها حرف می زنم

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 10:52

صفحه بندی