خرید بک لینک
گاهی از خودم می پرسم جزء چه گروه سیاسی هستم اصلاح طلبم اصول طلبم سلطنت طلبم مشروطه طلبم و ... واقعا من حزء هیچ یک از این گروهها نیستم من نان طلبم . من به حزب نان طلبی عقیده دارم . اینکه کار کنم و نان بخورم و با خانواده و دوستانم خوش باشم و برای هیچ کس هم تره خرد نکنم .. من واقعا دوست ندارم دست هیچ کسی را ببوسم . من واقعا دوست ندارم برای یکی خبردار بایستم . من دوست ندارم سنگ این و ان را سینه بزنم . من کلا کلی طلب نیستم این که یکی عقل کل باشه برام مسخره است اینکه یک حزب کامل باشه و بتونه حد اکثری مردم را جواب بده برام غیر ممکنه . من نان طلبم که وقتی گندم می کارم رو به اسمان کنم و از یکی بخوام کشت و کارم خوب باشه وقتی نون می پزم و وقتی نون دستمزد کار خودم را می خورم بازم رو به اسمان بگیرم و به یکی که پشت ابرها بالای همه دستهاست بگم . تو کجایی تا شوم من چاکرت . اگه یکی نخواد بی خوردی از یکی بترسه چون اون قدرت دستشه باید کی رو ببینه خب اگه قدرت اینه باید بگم من حالم از قدرت به هم می خوره و اصلا چرا باید قدرت این شکلی بوجود بیاد . چرا کمرم را باید برای یکی خم کنم . چرا بعضی ها از برخی افراد در تاریخ دفاع می کنند در حالی که انها با بوسه ی دستشان مشکلی نداشتند و اصلا یک جوری رفتار می کردن و راه می رفتن که گویی دیگران باید بصورت خودکار بر دستشان بوسه بزنند . چرا خودشان تابوی خودشان را نشکستند حالا اگر مردم اشتباه کردن و حقارت را قبول کردند چرا اون که می تونست داد بزنه و بگه اهای مردم بر دست من و بر دست هیچ کس بوسه نزنید این کار را نکرد . چرا ما جزء یک حزب می شیم و بعد به قدرت می رسیم و بعد خودمان اهرم کنترل قدرت را تعبیه می کنیم ایا این خنده دار نیست دو تا بچه هم می دونن یکی باید قسمت کنه اون یکی باید انتخاب کنه نه اینکه اون که قسمت کرده خودش حق انتخاب هم داشته باشه این که می شه جوک . احزاب همیشه پر هستند از ادمهای هو چی و چاپلوس و ریا کار و دروغ گو و نو به نرخ روز خور و... خلاصه ادمهایی که گله حضرت موسی را تا صبح نمی چرونند و دست اخر موجب انحطاط همان حزب می شن . حزب از لحاظ من فقط یکی است و ان حزب نان است زحمت بکش نان بخور زالو صفت و فرصت طلب نباش و برای دیگران مزاحمت ایجاد نکن و خدا را طوری شاکر باش که تو دانی و او

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 18:12

صفحه بندی