خرید بک لینک
فردا نهم اسفند است . و احتمالا من فردا شب فرصت نوشتن وبلاگ ندارم لذا یادی می کنم از نهم اسفند هفتاد و نه . شبی که به من از فاصله یک متری شلیک شد و خلاصه من هنوز هستم . خب دنیا جای بدی نیست با تمام حرفا عده ادمایی که دوست دارند بمیرن خیلی کمه در حد هیچی . اگر می شد که یک زندگی بی مزاحمی می داشتیم خیلی بهتر بود . همیشه برام غیر قابل فهم بوده اینکه چرا یکی باید در مرتبه بالاتری از من قرار داشته باشه اگر من در ارتش زندگی می کنم خب طبیعی هست که یکی مافوق من باشه ولی من فقط زندگی می کنم قوانین رانندگی را رعایت کردن حرف زور نیست یا سختی کشیدن برای یاد گیری زبان و شیمی و ... ولی زندگی عادی دلیلی ندارد که همراه یک نوع ترس از مافوق باشه حالا یکی داره منو قضاوت می کنه یکی داره منو می خونه یکی از هیکل من حالش به هم می خوره یکی هر چی دلش می خواد می گه و یکی حق نداره یک کلمه بگه . یکی هست که باید ازش حساب ببرم یکی هست که باید ازش بترسم یکی هست که می تونه راحت منو له کنه . اینا را در زندگی نمی فهمم . در نه اسفند وقتی دوباره به زندگی برگشتم واقعا خوشحال بودم از اینکه هنوز زنده ام و دوست دارم از زندگیم لذت ببرم . قرار نیست من از همه خوشم بیاد و خیلی ها هم قرار نیست از من خوششون بیاد ولی نه حق من مرگه نه حق اونا ادما مثل مزه غذا می مونن یکی تنده یکی شیرینه یکی شور و دیگری .... هر کس دنیای خودشو داره زندگی خودشو داره با طرفداری از یکی که نمی شه اونو به همه چیز رسوند و با مخالفت با کسی که نمی شه اونو از همه چیز محروم کرد . چرا ادما چیزای سخت را خیلی اسونتر ازچیزهای ساده می فهمن . چرا زندگی اینجوری شده چرا همه محکوم به یک سری چیزهایی هستند که نمی دونن اصلا اونا چی هستند . چرا یکی می شه بالا که نمی شه بهش فکر کرد و یکی می شه پایین که نمی شه اصلا اونو دید . چرا این همه تنفر بوجود میاد خب چرا من که فلفل دوست ندارم شیرینی خامه ای نمی خورم چرا من که از بادمجان خوشم نمیاد با خیار و ماست چکیده حال نمی کنم . چرا حتما باید بگم بادمجان بده . اینها حرفهای بچه گانه ای هست که دنیای ادمای بزرگ درگیرشه . وقتی بخاطر نوع فکرت نون می خوری وقتی بخاطر نوع لباست مقام می گیری وقتی بخاطر طرفداریت از یکی می ری بالا و ... خی طبیعیه که مشکل درست می شه چرا نان خوردن را بر مبنای تلاش نمی کنیم چرا موفقیت را بر مبنای صبر و تلاش و هنر و تخصص نمی کنیم چرا تخصص را می دیم به اونایی که هم سو با ما شدن . چرا پول می ره اونجا که .... اگر خواسته باشم بگم یکی از درسهای نهم اسفند برای من چی بود جواب اینه که زندگی خیلی زیباست همین چیزهای ساده هستند که زندگی را زیبا می کنن فقط وقتی این زیبایی حقیقت و دلنشین هست که عده ای سعی نکنن تاریخ را به نفع خودشون مصادره کنن و افکار و عقاید خودشونو تحمیل کنند . قوانین رانندگی وضع کنند نه قوانین زندگی

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 18:12

صفحه بندی