مغلطه تقریبا سمی است که روی همه چیز پاشیده شده حالا هیچ حرف خوب یا بدی وجود نداره . در طول تاریخ چیزی که برای انسانها مهم بوده این بوده که چگونه بر گرده ی همدیگر سوار بشن . این سوار شدن مهمه یکی باید با تهدید با قلدری با سرقت و .... مال دیگری را بگیره ولی این روشها خلاصه باید تغییر صورت بدن گاهی یک دزد در قالب یک راهنما میاد گاهی کلاش در قالب یک دلسوز میاد و .... خلاصه روش های کلاهبرداری از اون چیزی که قکرش را می کنیم بیشتر جلو رفته و ما برای رهایی از این همه فریبی که وجود داره باید گاهی وقتا جزء به جزء حرکت کنیم یکی از این فریب ها چیزی هست به نام مغلطه رای .
به نظر می اید که وقتی یکی نظر شما را می خواهد به شما احترام گذاشته وقتی یکی با رای و نظر شما به درجه و مقامی برسد که به خودش اجازه بده به جای شما تصمیم بگیره و به جای شما فکر کنه خب این مشروعیت طلبی وسوسه ی بزرگی داره تا رای تو را بگیرن درست در جهت خلاف نطر خودت . این چندین راه داره اول اینکه رای جمعی را لازم دارند نه رای فردی را لذا مسئله رای را مطرح می کنن و این جوری شور جمعی ایجاد می کنن که یکی امده می خواد نظر اونا را بپرسه لذا در این مرحله به موضوعی خیالی صورت قضیه می دهند یا به عبارتی بهتر به یک فریب موضوعیت می بخشند تا قابل طرح شدن باشه . سپس یک عده ای که خودشان در این داستان ذی نفع هستند می شن مجری طرخ که این قسمتش بیشتر شکل فکاهی داره یعنی شما رای بدهید و شمارش و اعلام اراء و شکل اجرا را به ما بسپارید این دقیقا سپردن دنبه به گرگه .
مغلطه بزرگ رای این است که مردم معمولا درگیر مسائل روز مره شان هستند لذا در هر جامعه همانطور که افراد کمی مثلا علم جراحی قلب را دارند یک افراد کمی هستند که مسئله حکومت و نظام پاک سیاسی را می فهمند . حالا شما فرض کنید برای عمل قلب مادرتان می خواهید رای گیری کنید که ایا سینه او را با ساتور بشکافید یا با اره دو سره و این موضوع را بعد از یک شام مفصل از یک سری دامدار بپرسید ... شما به یقین بدانید که قلب جامعه باید تپنده باشد و قلب جامعه سران ان مملکت هستند لذا نباید این افراد توسط عوام انتخاب شوند عوام ممکن است چون یک نفر خوشگل تره بهش رای بدن یا چون فصاحت زبان دارد و یا چون شعر زیادی حفظه و ...
رای مغلطه ای است که مشروعیتش را از حهل می گیرد مثلا در کار دامداری کسانی که در کار پرورش ماهی هستند برای انتخاب هیئت مدیره رای کسانی را که در کار پرورش خوک یا اسب هستند را نمی گیرند و البته این کار خیلی مضحکه
من رای می دم در کاری که در ان تخصص دارم و در کاری که نمی دانم طرف کی هست و اصلا هر را از بر تشخیص نمی دهم چه رایی از من می خواهید بگیر مگر یک رای من مهر کنم خریت خودم را
ولی این نوع خر شدن خیلی هم به نظر با ابهته و ادم باید بابتش گردنشو شق و رق بگیره و یا بریزه تو خیابون و رقص بریک بره
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی