سکوت های دنباله دار ، باز هم سکوت . گاهی فقط با سکوت می شه ادامه داد . گاهی به خودت می گی خدا پدر کسی را بیامرزه که سکوت را اختراع کرد . گاهی مات و مبهوت می شی . گاهی فکر می کنی اگه دهنتو باز کنی روده هات از حلقت می زنن بیرون گاهی فکر می کنی سکوت چیز خوبیه . سکوت مخصوص ادمای کوچیکه . وقتی سکوت می کنی بیش از هر چیزی به ضعیف بودن خودت اقرار می کنی به اینکه عددی نیستی و می بینی اونایی که برای خودشون کلی اعداد هستند چقدر حرف دارند اونم چه حرفهای غلیظی گویی انها به همان غلظتی که می شاشند حرف می زنند گویی حلق انها یبوست دارد . سکوت چیز خوبی است ولی بیشک نشونه ی خوبی نیست درسته که سرسبزت را بر باد نمی دهد ولی تو ان سرسبزی هم باید رید که با سکوت بدست بیاد . همیشه سکوت علامت رضایت نیست سکوت همیشه علامت ترس و تردیده . علامت بالغ نشدن علامت تمکینه علامنه تسلیمه علامته بی هدف شدن و در ابتدای سرزمین سردرگمی قرار گرفتنه .
سکوت های دنباله دار گاهی فقط یک اسمه یک اسم که برای انکار خودش نام گذاری شده یک اسمی که با اسم گذاری اش داره خودشو می شکنه . یک اسم که تمامش فریاده ، فریاد برای همه چیز برای کمی تنبل بودن هم لازمه گاهی باید به گشادی زد . گاهی باید خوابید و موبایل را روی پرواز گذاشت .
آخ .... روزی که همه نتوانند حرف بزنند . جامعه ای را شاهد خواهیم بود که در ان فرقی بین یبوست گلو و یبوست مقعدی نیست چون تراوش هر چه باشد مستمع موجود است
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی