فکر دوباره - تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 22:52
گفتگوی کاملی برای مردن نداریم .متاسفانه در این خلا گفتگو ، جریان خرفها به سمت و سویی بسیار خرافی حرکت کرده تا جایی که زرت عقل بطور کامل در می رودخیلی جالب است که در مورد موضوع مردن ، نهایت و اخرین حرفی که وجود دارد این است که مرده ها زنده هستند . پس لابد منظورشان این است که زنده ها مرده اند .توضیح د...
زنده باشی رفیق - تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 22:52
باز هم با خودم به مشودت می نشینم مشاوری دلسوزتر و امین تر از خودم سراغ ندارم حرف زدن با دیگران خیلی وقتا ففط درد سره ، وقت تلف کردنه .معمولا برای دیگران نسخه های سریع و خیلی خوبی می پیچیم ولی در مورد خودمان نمی توانیم این کار را انجام دهیم دلیلش این است که ما گاهی دورترین فرد به خودمان هستیم . لذا ت...
نیم زندگانی - تاریخ: 1402/5/29 ساعت: 11:27
چون حالا اسم چهارشنبه سیاسی شده باید به جای این اسم بگیم سه شنبه ی سفید ولی باز چون سفید هم حرف خوبی نیست ، اصلا باید از خیر این نام گذاری بگذریم .در هر صودت موضوع من مربوط دیدن یک صحنه بسیار منداول است . در روز چهار شنبهنزدیک ظهر من داشتم می رفتم پارک ملت مشهد ، هوا گرم بود و افتاب داغ چند کارگر تخ...
علی نازنین من - تاریخ: 1402/5/29 ساعت: 11:27
یک متن دردناک .من این متن را دارم در غروب روز ببست و هشت مرداد می نویسممتن زیر از نوشته های پسر خواهرم هست . علی یاوری . این متن پریروز نوشته شده و ایشان متن را برای من تلگرام کرد . امروز صبح من با یکی از دوستان از مشهد به عبدل اباد امدیم ، در ورودی شهر تربت یک صحنه چپ شدن ماشین را دیدیم که از کنارش...
غم اومده خونه من - تاریخ: 1402/5/29 ساعت: 11:27
این یک تجربه عجیب است که من امروز بعد از ظهر و امشب دارم .علی که عکسش را الان می ذارم در پروفایل ، امروز ظهر در سانحه ماشین فوت کرده ، علی پسر خواهر و دوست من است . و او الان در سرد خانه است و من دقیقا از امروز صبح میزبان دوست عزیزی هستم و دارم یک برنامه کاری را پیش می برم و حتی یک لحظه از هم دور نی...
نمایندگی ۱۹۶۹ - تاریخ: 1402/5/22 ساعت: 12:53
شمالمیک پام رو ترمزه و یک پام رو گازمی گن قراره بارندگی های زیادی شروع بشه و این منو به این فکر انداخته که سفرم را جمع کنم .........این مسافرت منو می شه مسافرت انجیر نام گذاشت ، چون هر جا می رم از این انجیرهای درشت جنگلی که الان فصلشه می گیرم ............امروز یک اتفاقی در فومن افتاد که برام جای تاس...
نسل ننه ها تموم شده - تاریخ: 1402/5/22 ساعت: 12:53
این که زنها روسری سرشان نمی کنند دیگر یک فرهنگ شده است . مسئله سر موضوع سیاست نیست . اصلا مهم نیست شکل کار چطور انجام شده مهم ان است که امروز دیگر این موضوع قابل جمع شدن نیست . زنها از حجاب دور شده اند حتی انهایی که یک جایی حجاب دارن خیلی جاهای دبگه حجاب ندارن . دیگر نسل ننه ی من که من خودم هرگز موه...
رونق اقتصادی - تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 13:00
رباط سفیدانقدر من از رباط سفید رد می شم که خود بچه های رباط سفید هرگز اینقدر قد و بالای ده شان را گز نکرده اندجاده تربت به مشهد از وسط روستای رباط سفید می گذشت . این روستا که داخل یک سری رشته کوهها قرار دارد در کنار بازه حور . بسیار پر درخت و سرسبز هستندقصابی ها ، سوپرمارکت ها ، رستوران و تعمیرگاهها...
واسه خودت - تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 13:00
شمالم و شمال زیباست ، داخل روستای خوش او هستم ، در دل جنگلهای شمال داخل یک کلبه چوبی.فقط می تونم بگم اینجا ادم پر از حس زندگیه ، پر از احساس سپاس و لذت عصر به داخل جنگل های بکر اینجا رفتم و داخل یک رودخانه وحشی وسط جنگل اب تنی کردم ، همه چیز عالی بود و خاصاسم این منطقه لذیر است گاهی باید دنیا ، نگرا...
خرس ها در سوراخ موش جا نمی شوند - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 21:03
یک اتو خریدمبه چهار میلیون تومانمن در اتاق تنهایی خودم یک تخت تاشو دارم که روش می خوابم ، یک تلوزیون ، یک میز یک میز اتو یک یخچال کوچک یک قفسه کتاب یک کمد لباسولی حدود دویست شلواز و چندین کت و کابشنو صد ها پیراهن و بلوز موجب شده که من لباسهایم را همون وسط خانه مثل بساط فروش های میدان هفت تیر ، خرمن ...
علم بهتر است یا ثروت - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 21:03
دیگر معلم هااین موضوع انشا را نمی دهند که علم بهتر است یا ثروت اقای معلم یا خانم معلم نازنین . من هنوز از همان دانش امزلنی هستم که می گویم علم از ثروت بهتر است . دوستان می گویند که ثروت بهتر است . می گویند علم نیز کالایی است که می توان انرا با ثروت خرید . برخی دیگر از دوستان می گویند علم برای کسب ثر...
کمکی خدا - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 21:03
وقتی ریش و قیچی دست تو باشد ، من مسلما همیشه چرت و پرت می گویم ،گاهی فکر می کنم خدا نیازی به کمک ندارد و من بهتر است همان کلاه خودم را محکم بچسبم و به ساز مردم برقصم .گاهی هم فکر می کنم هر چه باشد خدا بدش نمی اید بازی فکر و احساس مرا ببیند لذا گاهی بی تفاوت زندگی می کنم و گاهی باتفاوت . همه ی انرژی ...
تولد آذر - تاریخ: 1402/2/7 ساعت: 12:41
سوم اردیبهشت تولد آذرهما سی ساله با هم هستیم ، فراز و فرودهایی داشته ایم ولی در مجموع خوبیم . من تقریبا بیشتر از هر زمانی آذر را دوست دارم . هر چند شکل دوست داشتنم مختص خودمه ولی هر چی که هست و هر جوری که هست این نهایت دوست داشتن منه . ما تقریبا هیچ وقت با هم تو یک ظرف غذا نخوردیم ، ما تقریبا هیچ وق...
من و آذر 1 - تاریخ: 1402/2/7 ساعت: 12:41
پنج سال ایام عقدی ما از بیست و نه ابان هفتاد و دو شروع شد تا بیست و شش شهریور هفتاد و هفت من در انزمان بیست دو ساله و آذر سیزده ساله بود . من تا سال هفتاد و پنج دانشجو بودم و آذر دوم راهنمایی بود . من از بهمن هفتاد و چهار تا مرداد هفتاد و پنج مغازه طلا فروشی داشتم و بعد در دوم شهریور هفتاد و پنج به ...
من و آذر 2 - تاریخ: 1402/2/7 ساعت: 12:41
از مهر سال هفتاد و هفت تا مهر هشتادو پنج این هشت سال تقریبا سخت ترین ایم زندگی مشترک ما بود ما بر خلاف انکه قرار بود اول زندگیمون خلاصه عاشقانه تر باشیم ، این طور نشد .من کل پاییز و زمستان هفتاد هفت را برای فوق لیسانس درس خواندم و آذر به مدرسه رفت سال اخر دبیرستان .برادرهایم انطور که شایسته یک برادر...
دلبری وبلاگانه - تاریخ: 1402/2/1 ساعت: 1:04
قبلا همین که حس و حالی داشتم وبلاگ می نوشتم . ولی حالا نوشتن همون کتابی که گفتم سرمو گرم می کنه ، موضوع خود به خود جدیه اصلا نوشتن یک تعارف خشک و خالی نیست . کار خاصیه یک نوع اتصال به برقه بطوری که یک هو رفتارت عوض می شه ، دنیات عوض می شه و من می شم و یک صفحه که می خواد یک نقری در مغزم بزنه سپس اجاز...
تقدیم به پدر و مادرم - تاریخ: 1402/2/1 ساعت: 1:04
امسال نمی توانم برای پدر و مادرم مراسم بگیرم . هزینه ها خیلی بالا رفته و منم بخاطر بنایی وضع مالی مناسبی ندارمامروز بیاد انها یک متنی درباره مرگ می نویسم و اینرا به روح انان تقدیم می کنم......وقتی پدر مرد وقتی پدر از روزهایم به شبهایم رفتوقتی مادر مرد وقتی مادر از روبرویم به رویاهایم رفتمرگ بود که ر...
از کامه ریواس بخر - تاریخ: 1402/2/1 ساعت: 1:04
فصل ریواسه . ریواسهای ترد و ابدار .شهد خاصی دارد ، طوری ترسه که دوستش داری و طوری شیرینه که پس ت نمی رنه . زندگی همین نگاههای سادست به پیچیدگی های تو خالی و پوچ ، همین پی بردن به راز رازیانه هاست .از وقتی نگاه می کنی ، فکر می کنی ، و انجام می دهی و درست نمی دانی کجای کار ایستاده ای . شاید این حس موه...
سال 40۲ مبارک - تاریخ: 1402/1/9 ساعت: 16:35
مسافرت آمدیم تهران بین راه یک شب رفتیم شاهرود ، یکی از دوستان گفته بود سر راه برم پیشش اول فکر می کردم شاهرود که جایی نداره ولی واقعا وقتی باهاش رفتیم بسطام و چند جای دیگه و دست آخر که رفتیم پیتزای آفروید ، نظرم در مورد شاهرود عوض شد .راستش آخر شب در خونه ای که در اختیار ما گذاشته بودن بالای شومینه ...
شادی جمعی - تاریخ: 1401/12/27 ساعت: 12:39
در گیر و دار گرانی های اخیر در میان سر در گمی پدر ها و مادر ها آدم می ماند چه بگوید چه کار بکند چون یک نیاز واقعی ما ازمون گرفته شده و اون نیاز ، شادی جمعیه همه تا حدودی باید شاد باشن ، باید دلشون گرم باشه امروز یکی از کارگرهای من یک حرفی زد که من موندم چی بهش بگم او گفت فلان بنگاه دار یک ملکی را بر...

برچسب‌های مرتبط

متن ناتمام | متن تمام ناتمام من | متن تمام ناتمام من داریوش | متن تمام ناتمام داریوش | متن ترانه تمام ناتمام من داریوش | متن رمان عشق ناتمام | متن آهنگ تمام ناتمام من | متن نطق ناتمام علی مطهری | هر متن ناتمام است | متن اهنگ تمام ناتمام داریوش