در گیر و دار گرانی های اخیر
در میان سر در گمی پدر ها و مادر ها
آدم می ماند چه بگوید چه کار بکند چون یک نیاز واقعی ما ازمون گرفته شده و اون نیاز ، 1 1ه
همه تا حدودی باید شاد باشن ، باید دلشون گرم باشه
امروز یکی از کارگرهای من یک حرفی زد که من موندم چی بهش بگم
او گفت فلان بنگاه دار یک ملکی را برای فلانی خریده بابتش چهار میلیارد تومان کمسیون گرفته ، حالا ما باید صبح تا شب برای دویست هزار تومان کار کنیم و دست اخر کلی هم اسم و لقب بشیم ، یعنی فاصله ما که کار واقعی انجام می دیم با اینایی که دارن کار کاذب انجام می دن ، چقدر باید باشه
منظور از شادی جمعی خندوندن مردم نیست ، باید یک عقلانیتی به جامعه داد ، فقط با جوک درست کردن و آهنگ زدن که کار راه نمیفته.
بیمارستان باید محل امنی برای نریض باشد ، مدریه باید برای بچه جای امنی باشه ، خیابون باید برای زن و مرد امن باشه ولی چطور می شه رفت ایتخر و بعد بیای بیرون ماشینت را برده باشن
من یک نیمکت اهنی گذاشته بودم تو میدون جلو تالار ، امروز می بینم بردنش ، حالا شما می ری شصت هزار دزد را ازاد می کنی و عفو می دی که بشی ادم خوبه ، واقعا داری از جیب کی مایه می ذاری ، یا اینکه مغرضانه می خوای توسط این دله دزدا مردم را بیشتر نگران کنی
واقعا دشمنا دارن اقتصاد را به هم می ریزن ، یعنی دشمنا تو بانک مرکزی دارن به اختلاس گرا وام می دن و روزی پنج هزار میلیارد تومن پول چاپ می کنن
واقعا در میان این همه بیشعوری چطور می توان به شادی جمعی رسید
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی