آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «آخ چه شکلیه» را در ادامه بخوانید.
از خرداد پارسال تا امسال
سال بسیار سختی بود ، مردم سرگردان و گیج شدن ، این حس و حال عجیب همراه با امید واری و نا امیدی .ترس و شجاعت و انچه بر سیاست گذشت و انچه بر اقتصاد گذشت
همه اینها مردم را در شرایطی غیر قابل توصیف قرار داد . موتور سیکلتی که مردی خسته انرا می راند ، کودکی را روی باک موتور گذاشته و زنی که بر ترک ان سوار شده ، صورتش را محکم گرفته ، فقط باید نگاه کرد باید به تماشا ایستاد هیچ چیزی نباید گفت فقر است نمی دانم ، بی فرهنگی است نمی دانم ،بدبختی است نمی دانم ، هنه گزینه ها درست است نمی دانم . ولی مطمئن هستم یک چیزی هست یک حقارت غنی شده یک توهین بی حیا ، یک التماس ناپیدا ، یک انتظار بی پایان......
حال مردم بد جور خراب است ، گروهی دچار حرص و طمع شده اند ، با چار شاخ به جنگ گربه می روند. چنان حریص و طماع و بی حد مرز شده اند که دیوانگی از چشمانشان بیرون زده است .یکیشان می گفت
روزی سه میلیارد تومان درامد دارم .
بیست تن پسته می خرم نقد به کیلیویی ۵۰ تومن کمتر و می فروشم به کیلویی ۱۰۰ تومن بالاتر . می شه روزی سه تومن.
می گفت مملکت خوبیست ، پسته روزی صد و دویست نوسان دارد ، طلا همین طور ، ماشین هم همینهه ....
چه احمق بودیم به بچه هایمان می گفتیم درس بخونید
چه احمق بودند پدرانمان که ما را به مدریه بردن و به معلمها گفتن این بچه استخوونش مال ما گوشتش مال شما.
چه احمق هستن انها که جوش مملکت را می زنند و حرف سیاست را می گویند .

و چقدر ...... انان که رفتن تو خیابونا و در رویای ازادی مردن
حالم خرابه
سرم درد می کنه
می خوام بخوابم
خوابم نمی بره
چغندر سالاره
بادمجون گوشته
صغری مدیر کله
ولی تصمیمات پشت صحنه گرفته می شه
نمی دونم ایا اون موتور سوار به مقصدش رسید
یا بنزین تموم کرد
یا چادر زنش رفت لای زنجیر موتور
یا بچه ش رو باک خوابید
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی