صبر یک اجبار نیست یک سیاست است سیاست زندگی . چیزی جز صبر نمی تواند لذت زندگی را در کام انسان بریزد . حوصله ها کجا رفته اند که شتاب همه چیز شده است نگذارید لحظه ها تند بروند چنان که گویی ساحل آبی همه چیز است . همین کوچه های تنگ و باریک اندیشه و دلواپسی ها و اضطراب ها لذت زندگی هستند . ببینید خاطرات در کجا شکل می گیرند به همان سمت بروید . هر وقت از لحظات گذشته با هیجان یاد می کنید بیادتان می اید که ان ایان زندگی کرده اید بازی کرده اید هر چند نفسهایتان به شماره افتاده است .
نمی شود با اصرار چیزی را ایجاد کرد مخصوصا نمی شود حالتی را بوجود اورد باید از خیر حالاتی که می خواهید بگذرید بیشتر به حالتی که دارید متوجه باشید و از ان لذت ببرید همه شما را می خواهند تا برایشان کاری انجام دهید و هیچ کس در نهایت قادر نیست شما را درک کند . واقعیت ها فقط در فیلم ها آشکار می شوند و گر نه در بیرون همه چیز بسته به منافع معنی می شود .
باید صبر داشت نه اینکه در صبر منتظر چیزی یا کسی بود باید صبور بود بی انکه از کسی توقع فرجی داشته باشید هیچ کس بداد شما نخواهد رسید بچه ها که بزرگتر شوند بدبختی های بیشتری برایتان خواهند اورد از همه بدتر اینکه شما ان موقع پیر خواهید شد . در تاریخ وعده های نجات همه بر فریب مبتنی بوده .
صبر خالص مبتنی بر درایت خودتان است بگذارید توفان بوزد بگذارید از شما عبور کنند هدف شما این باشد که بودنتان را درک کنید و این یک امر شخصی است یک مسئله فکری خصوصی . انسان موجودی تنهاست اجتماع باری بر دوش انسان است گویا همه دردند می توان دوستشان داشت ولی همه چیز باید خالی از هر توقعی باشد چون در آخر انچه خالی می ماند دستانی است که به تقاضا باز مانده اند
برچسب: صبر,صبر ايوب,صبري فواز,صبرا جميلا,صبرا وشاتيلا,صبر بالانجليزي,صبري الدمرداش,صبري عبد المنعم,صبرا يا نفسي,صبرا,
نویسنده: مهران محمدی