خرید بک لینک

واقعا یکی از توفیقاتی که در زندگی می تونیم داشته باشیم اینه که آخرین حرفی که در زندگی به زبان میاریم چیه یا پدر بزرگا و مادر بزرگامون اخرین حرفشون در مورد ما چیه . این اخرین حرف و اخرین نظر می تونه نقطه اوج ما باشه

من در این مورد دو تا نمونه دارم که برام یک حس قابل تامل ایجاد می کنه .

تقی یک آدم عوضیه یک ادم آشغال یک عقل کل پای بافور یک گشاد که در زندگی هیچ نمونه کاری در ویترینش نداره حتی یک قدم مثبت ازش دیده نمی شه . تقی وقتی حرف می زنه لحن این اقای انصاری را داره که گویا می خواد به زاییدن گاو مش حسن کمک کنه . حالااااا ماااااا داشتیم ممممم می رففففف تیم که ..... بله این نوع حرف زدن را درست نمی شه نوشت ولی جالبه که تقی همیشه خودشو به ضمیر (( ما )) خطاب می کنه و می گه رفتیم فلان جان گفتیم آقای تقی تقی زاده هستیم و .... خلاصه اصل حرفم را گم نکنم .... این آقا تقی همه عمرش این بود که مال پدرش را می خورد و بقیه اعضای خانواده از لحاظ مالی و حق و حقوقاتش سر کیسه می کرد او داستان چپاول مال خانواده را تا جایی دنبال کرد که بعد از فوت مادرش ده سال اجازه نداد پدرش ازدواج کند او در اخرین لحظات زندگی پدرش دنبال این بود که از او امضایی بگیرد که تمام مال و منالش را برای خودش بردارد در اخرین لحظه فوت پدرش او انگشت پدرش را به زور می کشید تا کاغذی را امضاء کند بعدا پرستاری که انچا بود برای من گفت پدرش در آخرین لحظه بهش گفت : ولم کن کوچوسگ .... و با گفتن کلمه کوچوسگ نسبت به فرزندش چشم از دنیا فرو بست

بعد ها ان پسر مال همه را خورد . شانزده سال بعد از مرگ پدرش هنوز داستان دادگاهی او وخانواده اش تمام نشد . او تمام عمرش مشغول مغلطه است یک معتاد لاشی سوپر پروفسور مغلطه گر

...........

نمونه دوم هم داریم که ادم می مونه او چه انسانی بوده او چه روحی داشته چه شخصیتی داشته که اینقدر زلال و پاک بوده . اسمش پویا بود و در تاریخ ماند وقتی که گفت من هم پسر کسی هستم و اخرین لحظه زندگی درست وقتی که داشت می مرد خیلی ساده گفت : دم همتون گرم .

..... من هم بهش می گم ، پویا دم تو هم گرم تو نشان دادی که خون بابک چگونه می تواند در رگهای این قبیله جریان داشته باشد . ایراد ما از وقتی شروع شد که چماق دست کسانی افتاد که پسر کسی نیستند

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: دوشنبه 2 دی 1398 ساعت: 19:31

صفحه بندی