خرید بک لینک

جمله ی ... این نیز بگذرد .... این روزها زیاد تکرار شد خیلی زیاد و عده ای هم حوصله شان سر رفته و می گن پس چرا نمی گذرد .

ضرب المثل شب سمور هم بگذره لب تنور هم بگذره ... دیگه انرژی مثبتی نمی ده

من یک شب در اسفند سال هفتاد و نه تیر خوردم دستم شکافته شده بود تمام خونم رفته بود و من بارها درباره ان شب متن نوشته ام ولی یک جمله خاص ان شب به زبان اوردم . ساعت شاید سه نیمه شب بود مهدی ساربان عقب امبولانس کنارم بود که مرا به تربت به بیمارستان ببره ، بهش گفتم مهدی ، گفت دستم را بگیر خیلی سرده . گفت : دستت تو دست منه . ساکت شدم از اینکه دستم را حس نمی کردم خالم بد شد گفتم : می گن یک شب که هزار شب نمی شه ، چطور نمی شه امشب که هزار شب شد .

مهدی ساربان بعد ها به من گفت فلانی ان شب منظور تو را نفهمیدم ولی وقتی برگشتم و ان همه خون را دیدم و دردی که کشیده بودی را تصور کردم از این جمله ات گریه ام گرفت .

نمی خواهم درباره تیر خوردن خودم حرف بزنم می خواهم درباره کرونا بگویم ولی مقدمه حرفم با همان تیر شروع می شود . من تیر خوردم و درد کشیدم و هزینه کردم و بهای متفاوت بودنم را پرداخت کردم در جامعه ای که حوصله تفاوت را ندارد . ولی من پر رنگ تر شدم . حالم بهتر شد . زندگی را جور دیگری دیدم . قدر چیز های ساده را بیشتر می دانم . خب وقتی در لحظه ای سخت فهمیدی که مثلا فلان شخص یا فلان فکر بدردت نخورد می فهمی که ان فکر و ان شخص باوری دروغگین هستند و دیگه نباید روشون سرمایه گذاری کنی و اینطوری خیلی تابو ها برات از بین می ره . مگه انقدر بی عقل باشی که روت بشاشن و بگن این شاش نیست قند و نباته و تو بگی بله قربان

حالا من می خواهم به ضرب المثل ها بالا این مثل را اضافه کنم که : عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد . بله کرونا هم می تونه سبب خیر باشه . ناتوانی خیلی چیز ها را نشون می ده که اگه برای لحظات سختی نیستند پس برای کی هستند یعنی فقط برای وقتی طراحی شده اند که قربانی بهشون بدی و صدقه بهشون بدی و خودت را ذلیل شون کنی . یا طراحی شون برای دل گرمی در زمانی است که همه سردند . پشتوانه است برای زمانی که همه پشت بهت کردن . روشنایی است برای زمانی که تاریکی همه جا را گرفته .... بله حالا روشن می شه که : ذات نایافته از هستی بخش . کی تواند که شود هستی بخش .

کرونا هر چند سخته و ضد حال ولی مشت خیلی افراد و خیلی چیز ها را باز کرد . چیز های تو خالی و افراد پوچالی

یکی از دوستان بهم پیام داده تنگی نفس داره و حالش خوب نیست . این پیام موجب شده منم حس آچمز بودن بکنم خب کار که با شعر درست نمی شه : انان که ... را به نظر کیمیا کنن ایا بود که گوشه چشمی به ما کنن

در هر صورت نهایت یاس من اینه که بگم : اگه من بر اثر کرونا مردم جسدم را بسوزانید من بدم در نه متری زمین دفن بشم یا اهک روم ریخته بشه . من از زندگی گله ای ندارم در جامعه ای بسته بودم و گر نه زندگیم بهتر هم می شد . برای چیز های ساده خیلی تلاش کردم ولی این هم صفای خودش را داره

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 22:57

صفحه بندی