خرید بک لینک

بعنوان خاطره می نویسم .

این روزها ما در خانه یک جورایی زندانی هستیم . هفته قبل در تالار مجلس عروسی برگزار شد ولی صبح شنبه از طرف بهداشت به ما گفتند فعلا تا اطلاع ثانوی مجلس نگیرید . من معمولا شنبه ها به مشهد می ایم و دو شنبه یا سه شنبه ها برای مراسم اخر هفته به عبدل اباد می روم و اینطوری وقت کار و وقت استراحتم معلومه . این هفته در تالار پنج مجلس داشتیم که از امروز چهارشنبه شروع می شد و تا یک شنبه هفته بعد ادامه داشت . و هفته بعد و همچنین ایام عید خلاصه هم کار داشتیم هم احساس خوبی بود که از بودن در محیط کار نصیب هر کار فرمایی می شه . ولی حالا من پنج روزه که در خانه ام در طول روز فقط یک ساعتی می رم پارک ورزش می کنم در بیرون هیچی نمیخورم به هیچ چیزی دست نمی زنم و بچه ها نیز خانه نشین شده ان ساتگین که شش ساله هر روز به استخر می رفته و هیچ وقت نبوده که غیبت کنه حالا چند روزه نمی تونه برای تمرین به استخر بره مسابقاتش هم فعلا کنسل شده . من امروز که برای مادرم لوازم مورد نیازش را برده بودم دقت می کردم مغازه ها ی زیادی بسته بود خیابانها خلوت بود و یک بلاتکیفی خاصی بین مردم دیده می شه مثلا کافه ها هیچ کس نیست اب میوه کسی نمی خوره کلا حس بدی وجود داره . با دوستی که برای فروش ایام عید تعداد زیادی حارو خریده بود حرف می زدم می گفت اگر اینجور باشه مردم همدیگر را می خورن . یکی دیگر از دوستان که خانمش حامله است و موقع زایمانش نزدیک است حرف می زدم بسیار نگران بود . من دیروز یکی از دوستانم امده بود کارم داشت همون جلو در خونه باهاش حرف زدم خیلی عذاب کشیدم که نتونستم تعارفش کنم بیاد داخل خونه حالا یک چای هم با هم بخوریم .

به پرستار مادرم چند مرتبه گفتم کسی وارد خانه نشود کسی مادر را نبوسد یا بهش دست نزند .

این روز ها برای من خیلی عجیب است و دولت هم هیچ همکاری نمی کند مثلا اداره برق مثل سابق روی من فشار دارد قبض برق را پرداخت کنم . اداره گاز هم همینطور بیمه و مالیات هم همینطور و فقط می گویند از طریق اینترنت پرداخت کن به اداره نیا . اقساط بانکی هم مثل سابق پیام می دن و تازه خیلی چیز ها هم گران تر و کم یاب تر شده و این همه چیز در برابر اینکه کسب و کار خیلی ها تعطیل شده .

واقعا تجربه ی سختی است . من هر سال در این روز ها از ماجرای نه اسفند یادی می کنم ولی حالا فکرم درگیر این مریضی و اینکه تا کی می خواد طول بکشه و خلاصه اخرش چی می شه ....

دولت مردان ما به جای رسیدگی به حال و روز مردم انها را به خواندن دعا دعوت می کنند و اصلا کسی جرات نداره ازشون بپرسه بابا این اوردن ویرووس از اون سر دنیا به ایران کار شما بود . فقط انگار در تهیه قبر خیلی دارن سریع عمل می کنن هر جایی تعدادی قبر کنده ان و ماشین اهک خالی کرده ان .

از نوروز هیچ خبری نیست . بوی عید نیست بوی لباس نو و مسافرت نیست . عده ای هم البته تو فضای مجازی کاملا بی خیال و شاد هستند ولی من فکر می کنم شادی انها نیز مجازی است .

من این روز ها بیشتر فیلم می بینم ولی این ها حتی این روز ها هم پارازیت را بر نمی دارن . واقعا ما گرفتار اعجوج و معجوج شده ایم .

من دنیا را بیش از همیشه اسیب پذیر دیدم و خلاِء اخلاق را در دنیا بیش از همیشه دیدم که البته در ایران خلاء عقل هم هست و همه عقلشان را داده اند دست ......

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 22:57

صفحه بندی