من فکر می کنم وقتی ماهیت ما مورد حمله قرار می گیرد ما باید مقامله ماهیتی کنیم . نباید وقتی یکی با اسحله به ما حمله می کند ما با سنگ به مقابله اش برویم . یا باید از همان اول تسلیم بشیم یا باید با اسحله به مقابله برویم . یکی از چیزهایی که ما در زندگی باید یاد بگیریم هنر مقابله است . گاهی مقابله جنگ نیست دعوا نیست صبر نیست دعا نیست نفرت نیست . گاهی مقابله شادی است . گاهی مقابله ورزش است رقص است اواز است س... است . من به این نوع مقابله می گویم مقابله ماهیتی اجازه بدهید برایتان مثالی بزنم . شما یک زن و شوهر را در نظر بگیرید که مرد زنش را تحقیر می کند حق و حقوق او را نادیده می گیرد او را کتک می زند خانواده اش را فحش می دهد و خلاصه خون زن را در شیشه کرده . حالا چه راه مقابله ای برای زن هست دعوا راه انداختن . ناسزا گفتن . قیه کشیدن و جیغ و داد کردن . خب حرف من همینجاست . من معتقدم زن باید در وهله اول مثل اون داستان معروف طوطی که گفت سلام مرا به طوطیان هندوستان برسان و او خودش را به مردن زد در مرحله اول زن باید خودش را به مریضی بزند و هر طور شده طلاقش را بگیرد و بعد ورزش کند . برقصد . کوه برود . و خلاصه خودش را از لحاظ روحی و فکری از طلسم شوهرش نجات دهد و اصلا به او فکر نکند . این زن باید بداند وقتی جواب تمام ناملایمات را داده که خودش را از فکر و ذکر او دور کند و برود سراغ خودش سراغ خواسته هایش سراغ زندگی ای که دوست دارد بگذار تا انها که ما را اسیر کرده اند خود اسیر بی تفاوتی و بی اعتنایی ما گردند و ما آه کشان و قیه کشان تاریخ نباشیم
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی