از 1'>حسین'>حسین عبدلباقی تا حسین حسین 1
چه اتفاقی ممکن است افتاده باشد که امروز پولدارهای کشور ما یک مشت شارلاتان شده اند و از وضع موجود بیشترین استفاده را در ایجاد نظام برده داری در مملکت براه انداخته اند
طبیعتا وقتی پول به سمت فکر انسان می رود باید گفت انسان قبل از پولدار شدن ، ثروتمند شده است ولی وقتی پول به سمت جیب فردی روانه می شود ما با یک فرد یا افرادی پولدار ولی فقیر طرف هستیم
در اوایل انقلاب یک سری جوانهای سوء استفاده گری بودند که یا داشتن در شهرها کارگری می کردن یا در کافه ها و پارک ها مست می کردن و جاهل بازی براه می انداختن
خب این جوانهای سوئ استفاده گر که تقریبا همه متولدین دهه سی تا چهل هستند و حالا یکی دو سال هم این ور اون داره
این نسل خائن ترین نسل به ملت ایران هستند ، به غیر از آقا زاده ها و تازه آغا شده ها باید گفت ، این نسل کثیف ترین قشر در سطح فکر و عملکرد بوده اند .
این نسل سو استفاده گر ، خیلی زود خلاء قانون را احساس کردن و بخاطر شرایط سنی و موقعیت ایجاد شده خیلی زود یا جذب منابع مالی شدن و یا جذب منابع قدرت و امروز در بدنه ملت ما مثل دمل های چرکینی هستند که مردم را از پای در ا ورده اند
خیلی ها از اینها مجوز چاههای قنات را گرفتن و خیلی هاشون ملک های افسانه ای به هم زدن و خیلی هاشون در موقعبت های اداری بالایی قرار گرفتن
و متایفانه جامعه ما هم یک جامعه عقب مونده ، که فقط به پول طرف نگاه می کنه نه به ارزش ذاتی و کاری که طرف برای بدیت اوردن پول انجام داده یا می ده
حسین عبد الباقی ها از جنوب با شمال و از غرب تا شرق
در همین مشهد هیچ کس نپرسید چطور خانواده قلمیان ها پولدار شدن ، هیچ کس ماجرای قاچاق زلای انان به شوروی را در اول انقلاب دنبال نکرد
هبچ کس نپرسید که توکلی زاده کیست و چگونه دارد در این مملکت کار می کند
در همین بخش بالای تربت حیدرزه در منطقه رباط سنگ هیچ کس از پول خزایی و روش کاری او نپرسید ، به ظاهر انها فقط وام می گیرن ، وام که مشکلی ندارد ولی ایا می توان میزان استفاده این اقا را از تسهیلات بانکی مشهص کرد
در همین منطقه خود ما ، در منطقه فیض اباد مه ولات
چرا هیچ کس نمی پرسد حسین حسین پور کیست و چگونه کار می کند
جوانی که از دوغ اباد دست خالی برای کار کردن به تهران می رود و شب ها در همان چاپخانه ای که در ان کار میکرده میخوابد یک دفعه صاحب کارخانه به خارج می رود و این اقا مدتی بعد در مشهد صاحب چاپ خانه و هتل و در منطقه مه ولات صاحب چندین حلقه چاه و باغات پسته و .....
خب این حضرات چگونه کار می کنند و چه نقشی در جامعه بعهده دارند
اینها همان فضای مناسب برای فساد اجتماعی در حد کلان هستند ، و خودشان هم در پشت یک چهره خیر خواه و موجه خون مردم را می خورند و شیر دولت را می مکند ، تا جایی که باید گفت دولت دیگر پستانی جز همان که در دهان اینها گذاشته ندارد
این یک بازی خیلی آسان است ، اون سوء استفاده گری که رفته تو اداره اموزش و پرورش بخش نو سازی مدارس خودش را به حاجی حسین پور و یا خزایی و یا یکی مثل این زالو ها می رساند و می گوید بیا یک یا چند تا مدرسه با مشارکت اداره بساز
همین که اسم خیر این وسط می اید تخل پخل شروع می شود ، مسئولان و متولیان امر هم از توبره می خورند هم از اخور
اما چی گیر این حضرات میاد ، اسم این آشغالها می ره رو سر در مدرسه ها ، رو سر در بیمارستان ها و .... و به این شکل داستان پولشویی شروع می شود
ما بعد از مدت کوتاهی می بینیم وام ها مال حسین پور ها و خزائی ها و 1 هاست ، فرماندار نامه انها را در سر باغشان امضاء می کند و حاجی حسین پور و توکلی زاده توانستند با اهدای یک زمین نهایتا صد میلبون تومانی به نیروی انتظامی کل پاسگاه و نیروی انتظامی منطقه مه ولات را به گماشته خودشان تبدیل کنند و امروز تنها مرکز پلیس مه ولات درست وسط باغهای حاجی حسین پور دارد از ملک این اقا محافظت می کند
رئیس اداره اب ، خیلی زیاد تو ویلای اقای حسین پور چای می خورد
ریئس اداره راه مخابرات و دیگر ارگانها
روسای بانک چقدر توجیه خوبی دارن که وام های بلا عوض شان را با همکاری بچه های جهاد و فرمانداری به این حضرات بدهند
در بزم های شبانه ی این زالو های مفت خور ، بی سواد ، خون اشام خیلی اتفاقات ساده و عادی جلوه می کند
حاجی جاده ساخته ولی رئیس اداره راه می داند که او حتی پول تابلویی که جاده را به نامش زده اند را هم نداده ، ولی بقیه این را نمی خواهند بدانند ، حاجی مدرسه ساخته ولی مسئولین مربوطه
من یک مجلس برای این اقای حسین پور در تالارم گرفتم که او پرسنل نیروی انتظامی را به شام دعوت کرده بود ، دست آخر هر چه زنگ زدم و تماس گرفتم که اوی حاجی دوباره و چند باره ی آلمان ندیده ، لطفا پول کارگری تالار و هزینه های دستمال کاغذی ما را بده
یک قران هم به من کسی نداد که نداد
اینها شارلاتان هستند ، که دولتی ها از طریق اینها دارند ارتزاق می کنند و بصورت قانونی پول و بودجه شهرستانها و پایتخت و خلاصه همه را در جیب اینها می ریزند
از حسین عبدالباقی ،تا قلمیان های خیر تا خزائی ها تا توکلی زاده ها تا حسین حسین پور ها همه و همه شان حسین عبدالیاغی هستند و دولت و ملت را دور می زنند و یک مشت شارلاتان هستند که در اداره ها و در منابع مالی کشور حضور دارند و بار هم را می بندند ، این یکی حواله کود می دهد ، ان یکی حواله سم می دهد این یکی ان قاضی را سفارش می کند ، این یکی فرماندار را به عصرانه دعوت می کند و یک مشت بی سواد ، مفت خور شده اند خیرین و معتمدین و متمولین این کشور
این ها خون اشامند و مردم را به بردگی و فلاکت انداخته اند و در حالی که خودشان را با چهره هایی از جنس مردم نشان می دهند ، خود بدرستی می دانند که دارند چپق چه کسانی را چاق می کنند
گور بابای همشون ، ریدم تو هیکل همشون
دزدای کثیف . خیربن خون اشام ، متمولبن بی درد ، پولدارهای فقیر ، قارون های بی عقل و بی سواد ،
شما همه تون زائیده روزگار تقی به توقی هستید ، تق تان را دیدیم باشد که توق تان را هم بببنیم
.........
البته هیچ چیزی اتفاقی نیست ، فقط ساده لوحان اینطور فکر می کنند که فلانی روزی داشته و قسمت فبلانی فلان بوده ، ولی خدایان سرزمین اتفاقات می دانند که دارند چه کار می کنند
انها سیستم اولیگارشی را بوجود می اورند و سپس بدون انکه از خودشان اثری به جا گذاسته باشند به سگان هار ، به شغالان پست ، به روباه های طمع کار و به شتران حاشی فرصت خیانت و فساد می دهند
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی