خرید بک لینک

سارتر .

گاهی دانایی این نیست که مطابق رسوم رفتار کنی ، گاهی دانایان باید رسومات را به چالش بکشند و مانند قصابی چربی های اضافه روی ران جامعه را بتراشند .

سارتر نمونه ای کامل از علاقه شدید به زنان بود ، ما در عبدل اباد یک اقایی داریم معروفه به رضا چغوک ، این فرد اوتیسم داره و ظاهری مثل تمام ژن های مشابه خودش داره . ولی رضا در برابر شکمش چنان لجبازه که اگر خوایته باشی او را از یک دعوتی عمومی دور کنی ، رسما باید حرثقیل بیاری و طناب ببندی به کمر رضا و در حالی که او دو تا ران مرغ تو دست شه را جا بجا کنی .

علاقه سارتر هم به زنان در همین حده ، او حتی به مادرش رحم نمی کرد .

او اعتراف می کند که در کودکی خودش را به خواب می زده تا دزدکی لباس عوض کردن مادرش را تماشا کند ص۲۲۰

من معتقدم سو استفاده کردن در هر کاری زشته ، چه ان کار برداشتن عصای کوری باشد و چه خوابیدن در آغوش کسی که تو را به هوای دیگری دوست دارد .

این جمله زیباست

هرگز در زندگیم دستوری نداده ام که خودم به ان نخندیده باشم و یا دیگران را به خنده نینداخته باشم . واقعیت این است که خوره قدرت مرا نخورده است ص ۲۲۱

به نظر می رسد سارتر انقدر نقش خود واقعیش را بازی کرده که مردم زمان خودش و چه مردمانی که بعد ها با او لاس زدن ، خیلی خود عاشق و شیدای این غول کوتوله عاقل شدن

او بعنوان دانشجو وقتش را میان مطالعات دکارت و برگسون و نیچه و مشروب خوردن و میهمانی رفتن تقسیم کرد او را با شوخی های بدنی ، هوش سرشار ، نقدهایش خیالاتش ، رسواییهایش و خطرناک بودنش می شناختن ص۲۲۳

با یافتن سیمون دوبوار ، سارتر جفتش را در میان همکلاسی هایش یافت . انها شالوده رابطه مادام العمرشان را ریختن و چون ...

اجازه بدهید در متن دیگری سارتر را ادامه بدهم

برچسب: نویسنده: مهران محمدی تاريخ: چهارشنبه 12 بهمن 1401 ساعت: 21:34

صفحه بندی