شاید بهتر باشد دست از یک عمر درد دلهای ناشسته برداریم .چرا فکر می کنیم مجبوریم یک جوری زندگی کنیم که زندگی مون بشه درد دل .
من معتقدم برای همه و در همه وقت راههایی بسوی زندگی هست ، که می تونه ادمو خوشبخت کنه ، ما به این احساس خوشبختی نیاز داریم . نفس عمیق بکشیم و بریم تو کار زندگی
اگر از احساس زندگی پر نشویم نمی توانیم به هزاران احساس متلاطم غلبه کنیم ، ما در برابر احساس ترس ، احساس طمع ، احساس حسرت ، احساس نفرت ، احساس ضعف ، احساس افسردگی و .... فقط یک احساس داریم ان هم احساس زندگیست .
باید یاد بگیریم در لحظه زندگی کردن چگونه است ، بگذارید مثالی بزنم
من فکر می کنم روح ما جریانی سیال و بسیار مرتعش است حالا فکر کنید ما فقط یک جسم داریم و روحی که مانند تشتی پر آب ان را روی سر گذاسته ایم . اگر راه نرویم ان اب می گندد و اگر راه برویم ان اب می ریزد .
و این بازی زیبای زندگیست ، این جاست که ما وارد دنیای مفاهیم می شویم
پس به سرزمین مفاهیم خوش امدید . اینجا داستان طوری دیگری نوشته می شود حس خوبی دارد گویا به ادم تشت به سر می گه حالا بیا روی 1 راه برو و عجیب ابنجاست که راه رفتن لبه دیوار آسونتره از راه رفتن روی زمین صاف
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی