هم من خواهم ماند
هم تو
هم مردمان این ابادی
هیچ چیزی از بین نخواهد رفت ، ما با تمام افکارمان تا ابد خواهیم ماند و به انچه فکر کرده ایم تا همیشه نگاه خواهیم کرد .
اگر افکار ما یک درخت باشد ، یا یک جنگل ، یا یک جنگل و دریا ، اگر افکار ما یک سنگ باشد یک برهوت باشد یک تل خاکستر
ما با افکارمان عجین می شویم ، فکر سرزمین نامیرای ماست منتظر می ماند و مدام پیام می دهد که او را بسازیم . فکر به ما می گوید من با ارزش ترین قسمت وجودی تو هستم با من مانند بی ارزش ترین ها رفتار نکن ، مرا به فریب و ریا و ترس و حقارت نفروش
چطور گاهی به جایی خیره می مانیم و نمی دانیم داریم چه چیزی را می بینیم ما در ان مواقع به افکارمان خیره شده ایم گویا در طویله باز بوده و صد تا گاو وارد شده اند و بدون انکه قصدی داشته باشند زن شیردوش را دارن له می کنند .
ما گاهی زیر بار افکارمان له می شویم ، وقتی در طویله ما باز است ، هر انسانی دارای یک طویله بزرگ است طویله ای به درازای تاریخ پر از اوهام ، مملو از ترس ، و منطقی فشل به نام وعده و وعید
نه من خواهم رفت نه تو و نه هیچ کس از مردمان این ابادی ، ما زنده خواهیم ماند و تا ابد به افکارمان خیره خواهیم ماند
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی