گوشه نشین تفکرات خویشم.
قالبی ربخته ام فیت اندام تنم
چشمهایم را از تقلای دیدن های نامربوط معاف کرده ام . و گوشهایم را بسته ام ، و به ذهنم مرخصی استعلاجی داده ام .
زندگی زیبای بیگانه پرست بود و به نگاه ملتسانه ام وقعی نگذاشت . چه سرگردان بازیهایش شدم و چه متوحش از همهمه حیاتش
گوشه رینگ بازی کردن را به دانش اموزی نشسته ام . و با طنابی که هر لحظه می رود تا زیر گویم جا خوش کند به گفتگو نشسته ام .
اینجا ایران است
این حال و روز مردمانیست که در توهم زندگی می کنن و در افسانه های مضحک
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی