حالا یک جمله معترضه ی دیگه
سر همه مون بی کلاه موند ، موند
این کلاه انگار یک مشکلی داره که چی بره تو و چه بیاد بیرون در هر صورت نقش فاعلی داره اونم از نوع فاعل غایی یعنی همون چیزی که در اصطلاح عامه بهش می گن چی فکر می کردیم چی شد .
به نظر می رسد حیلی مشکلات به کلاه بر می گرده مثلا همین کلاهک هسته ای تازه هنوز اون کلاهکه بدبختی اونایی هستند که کلاه هسته ای سرشون رفته و گر نه ناکازاکی و هیروشیما که کلاهک نوش جان کردن زیاد مشکل دار نشدن .
بله مشکل زیادی با کلاه شروع می شه اصلا اگر همون شبی که بقول داریوش پدر ان شب حنایت کرده ای ایا نمی دانی یک کلاهک می کشیدن روی ال ... ما امروز این همه سرمون بی کلاه نمی موند .
خیلی ها هم اصلا از کلاه خوششون نمیاد همه کلاه درازها فامیلشون عوض کردن یا کلاه مال ها کارشون ول کردن ولی کلاهبرداری هنوز خیلی پر رونقه پر رونق تر از همیشه . واقعا این شغل این روزها خیلی لازم و ضروری شده وقتی یک عده زیادی باشن که سرشون کلاه رفته باشه باید یک عده زحمتکش باشند که این کلاهها که گاها تا ناف بعضی ها پایین کشیده شده را بردارند
داستان مکلاه ها و بی کلاه ها هم یک داستان خیلی نمادینه تا جایی که می شه گفت تاریخ معاصر ما سرنوشت محتوم امروز هر جامعه ای فقط به این برمی گرده که در گذشته تعداد مکلاه ها چقدر بوده ایا از قومی که کلاه براشون نماد باشه سطح انتظار چیه
من واقعا وقتی عرق چین بابامو می ذارم روی سرم خیلی هوس می گنم حالا یک جلیقه ای هم بپویم و یک .... اصلا ولش کن چرا تو دنیایی که همه چیز گیر کرده به جلیقه های زرد ما باید حرف عرق چین بزنیم
جلیقه های زرد هم شده یک صیغه که اشتباهی بخاطر مشابهت اسمی شامبول خیلی ها را می لرزونه . یکی نیست به این جلیقه زرد های پیزی گ ش ا د بگه دنیا دیگه به این ...شاد بازی ها نمی تونه جواب مثبت بده . دو هزار سال قبل هم سقراط گفته : خداوند تنبلی را دو فرزند داده که مردم انها را خواری و بدبختی نام نهاده اند
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی