می گن اثبات شی نفی ما عدا نمی کند یعنی اگر ثابت کردیم خورشید در اسمان هست نفی شب بودن نمی کند . ولی این موضوع به نظر من زیاد درست نیست اثبات خیلی چیزها به منظور انکار و نفی خیلی چیز های دیگر است این موضوع مادر نظام مغالطه ای است که در نظامها و کشور هایی که بر اساس ایدئولوژی اداره می شوند وجود دارد . وقتی قرار باید یک ایده به حق باشد و چماق دست همان ایده باشد تمام ایده های دیگر انکار می شوند و این موضوع بصورت کلی نیست بلکه این موضوع در جزییات جریان می یابد و صورت زندگی تک تک موجودات را به تباهی می کشد این نیست که پلیس فاسد شود و رشوه بگیرد این نیست که معلم بی سواد شود و کم کاری کند این نیست که دکتر پول پرست و بی رحم شود این نیست که قاضی دزد شود و خادم حرم زنباره گی پیشه کند این ها نیست جریان از این خیلی بیشتر پیچیده می شود و کار به سردرگمی و گیجی تمامی افراد در تمامی حالاتشان می کشد دیگر هیچ کس نمی داند به دنبال چیست و چگونه می تواند به ان چه می خواهد برسد ترس از تفکر جای فکر کردن را می گیرد و مفاهیم با توجه به شرایط معانی متفاوت می گیرند گاهی وقتا دزدی می شود کار خوب گاهی وقتا کمک به دیگران می شه کار بد گاهی وقتا محبت می شه ضعف و گاهی وقتا خشونت می شه زرنگی و سیاست . من برای خودم و برای تمام کسانی که اینطور اسیر چنگال ایدئولوژی شده اند متاسفم ایدئولوژی از اون اثبات هاست که تمام ما عدا ها را نفی می کند فقط خودش هست که باید باشد و حقانیت دارد و دیگران همه چرت و پرت هستند . من این روز ها به معنای واقعی کلمه دمغ شده ام گاهی وسط پیشانی ام را می خارانم و فکر می کنم اینجا یک گودی هست مثل چاله گونه و کمر یک چاله درست وسط پیشانی با این تفاوت که کسانی که چاله پیشانی دارند مدتی است در خواب شیرین عدم فرو رفته اند دیگر هرگز تحقیر نخواهند شد هرگز توهین نخواهند دید هرگز نخواهند ترسید و همیشه در یادها خواهند ماند اینان جرقه های شب های تاریک تاریک تاریک هستند که افسانه های روز های روشن روشن روشن خواهند شد
برچسب:
نویسنده: مهران محمدی