گوش شنیدن - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 10:52
نمی دانم روی سخنم با کیست پس با نمی دانم هایم حرف می زنم . یک لحظه توقف کنید . همه کسانی که دور و برتان هستند را دور بریزید . ما با هم زیاد اختلافی نداریم . فقط داریم به دو چیز فکر می کنیم . من نمی گو
لوندی های صامت - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 10:52
البته اسم وبلاگ سکو تهای دنباله دار است . و وضح ترین تفسیر این اسم این است که من تصمیم خودم را گرفته ام و ان تصمیم سکوت است . سکوت برایم ارامش بهتری دارد . نمی خواهم خودم باشم همین که نصف خودم باشم ی
ننه من گشنمه - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 10:52
خب از پانزده سالگی خاطرات روزانه می نوشتم و در سال شصت و هفت در ترمینال مشهد ساک دستی ام را دزدیدن که دفتر چه ی خاطرات همان سال هم داخلش بود و دیگر هرگز پیدا نشد . زندگی من همراه بوده با احساس عجیبی
در اینده می خواهید چه کاره شوید - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 10:52
می خواستم قصه سرا باشم . می خواستم قصه گوی آخر شب های انسانهای خسته باشم انها که از عشق سرخورده شده اند انها که به مراد دلشان نرسیده اند انها که شکست خورده اند انها که ریش پروفسوری دارند انها که چاق و
امنیت یا بهتر بگم هی .... - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 10:52
امنیت یعنی اینکه دختری لخت و پتی نیمه شب تو خیابونی خلوت و تاریک سلانه سلانه به سمت خانه برود و کسی مزاحمش نشود . امنیت یعنی زنی که بعد از ازدواج عاشق شده بتواند با خیال اسوده این را همسرش بکوید و از
جواب یک سوال - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 10:52
مخاطب خاصی ندارم . نمی دانم چرا دوستی فکر کرده من مخاطب خاص دارم . واقعا من نمی دانم چه کسی وبلاگم را می خواند و مخاطب خاص ندارم من انقدر رک هستم که اگر مخاطب خاصی مورد نظرم باشد انرا صریحا می گویم
زانوی خسته - تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 8:47
من زانوی,ی ندارم که وقتی مشکلی برایم پیش می اید سرم را روی ان زانو بگذارم و او دستش را در موههایم بدواند و دلم را گرم کند . من باید سرم را روی زانوی خودم بگذارم و وقتی ادم سرش را روی زانوی خودش می گذا
پس وای به من - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 2:08
اگه به چشمای مکرون نگاه کنی می فهمی ادم خوبیه . چوونم که هست این برای ریئسجمهور شدن خیلی خوبه وقتی پیری بر این مسند تصمیم گیری می شینه بیشتر می خواد انتقام خودش را از تمام دنیا بگیره و عقده هایش را سر
سو استفاده از دموکراسی - تاریخ: 1397/9/18 ساعت: 7:28
سر همه مون کلاه رفت ، رفت . حالا یک جمله معترضه ی دیگه سر همه مون بی کلاه موند ، موند این کلاه انگار یک مشکلی داره که چی بره تو و چه بیاد بیرون در هر صورت نقش فاعلی داره اونم از نوع فاعل غایی یعنی هم
فرض محال - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 12:47
هیچ حرفی از این کامل تر نیست که هیچ چیزی کامل نیست وقتی برنده ایم که نقصانهای خودمان را قبول کنیم کمبود داشتن با کتمان ان فقط بزرگتر می شود . جالا بهترین قوم دنیا هستیم بهترین روش زندگی را داریم بهتر
ظرفیت خالی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:33
نباید انسانها را بخاطر رفتارشان سرزنش کرد چون رفتار چیزی جز وبلاگ ظرفیت کلمه ی نیست که با ان بدنیا می ایند . انسانها با یک سری وبلاگ ظرفیت کلمه های وبلاگ خالی کلمه و با یک سری وبلاگ ظرفیت کلمه های پر متولد می شوند البته این موضوع ربطی به رنگ و زمی
توالت فرنگی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:33
امشب حالم خیلی خرابه سه چهار روزه مریضم دیشب سرم وصلم کردند و آمپول و دوای خانگی و ... ولی بازم دارم می لرزم خودم را به شوفاژچسبانده ام ولی خیلی بدم گاهی فکر می کنم دارم می میرم . بچه ها خوابیده اند و
مستاصل ، یعنی کسی که لقمه را چپکی یا نوشته را وارونه کند - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:33
از دوستان وبلاگی ام مثل مرمر و مریم که قدیمها با من اینجا بیشتر بودن تازگی خبری دارم و هنوز هم به من لطف دارن ولی از بهار و از دوست نازنینی که ساکن کانادا بود و به من لطف داشت خبری ندارم لذا ممنون م
ژورنالیست - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:33
افسانه گویان قدیمی را نمی شناسیم فقط خیلی ساده در انها زندگی می کنیم واقعا تا به حال فکر کرده اید که چگونه همه ی عمرتان را مضحکه افسانه ها بوده اید . یک بار هم که شده بیایید برای خودمان منتقد ادبی بشی
نمی دانم ، نمی فهمم ، مشکل دارم ، شعورم کمه و.... - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:33
نمی وبلاگ دانم کلمه ما در این مملکت قاضی پرورش می دهیم یا چغد . نمی وبلاگ دانم کلمه به این چماعت درس قضاوت یاد می دهند یا درس ابهت . نمی وبلاگ دانم کلمه باد این ها از مقعدشان خارج می شود یا در غبغب شان تلمبار می شود . نمی وبلاگ دانم کلمه اینها
بچه ی انار - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:33
در استانه پنجاه سالگی قرار دارم . راستش حس خیلی خوبی نیست فکر می کردم دنیا کمی طولانی تر باشد و من بتوانم لحظات بهتری داشته باشم ولی بازم خوبم و خوشحالم و اگر پنجاه سالگی همه چیز را از من گرفته یک چیز
خنا دختری در مزرعه - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:33
چرا برنامه های کودک حالا حنا وبلاگ دختری کلمه در وبلاگ مزرعه کلمه ، پسر شجاع ، بل و سباستین ، مهاجران و ... نیست . چرا شکل کارتون ها اینقدر چندش و موضوعات برنامه هاشون اینقدر غیر احساسی است . چرا موضوع فیلم ها حالا از سرز
زمان - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:33
هیچ وقت دیر نیست برای زنده بودن . درک اینکه ما موجوداتی زنده ای هستیم بر خلاف ظاهرش خیلی سخته . درک اینکه می تونیم دوست داشته باشیم می تونیم تغییر دهیم می تونیم عشوه گری کنیم می تونیم مخالفت کنیم می ت
مواظب نی نی کوچولو های خود باشید - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:33
دیروز با دوستی داخل شهر می گشتم وقتی راننده نیستی بیشتر اطراف را نگاه می کنی و هر کس چیز هایی را می بیند که فکرش انجاست . من دیدم روی دیوار مدرسه ای نوشته شده : از ابتدایی شروع کنید که دانشگاه دیر است
قانون تقی به توقی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:33
یک زمانی بود که معتقد بودم باید کار کرد باید اهل کار بود باید سخت کار کرد باید کوشش کرد باید عرق ریخت باید مفید بود باید هر کسی یک کاری را یک قدم به جلو ببره ولی امان از حافظ اسب تازی شده مجروح به زیر

برچسب‌های محبوب

متن ناتمام