لبخند
-
تاریخ: 1398/10/2 ساعت: 19:31
انقدر بی نان و علف نیستیم که از گشنگی بمیریم آب هم که به قدر نوشیدن پیدا می شه آبکی هم که هم . پس بیایید تا زنده ایم به صرف زنده بودن شاد باشیم هر کاری که به کسی ازار نمی رسونه مجاز باشه و دل ادم گوا
RELIEVE
-
تاریخ: 1398/10/2 ساعت: 19:31
من امشب می خواهم معلم اخلاق باشم به انان که روزی دور هم نشستن و با هم عهد بستن یا همه چیز را به وفق مراد دل خودمان می کنیم یا همه چیز را از بین می بریم . انان که برای خودشان اصولی ریختن و در ان اصول ق
مفهومات
-
تاریخ: 1398/10/2 ساعت: 19:31
خیلی مفاهیم را باید دوباره بازنگری کرد تا ببینیم که چقدر اسیر مفاهیمی هستیم که که یک عمر فکر می کرده ایم انها وجود دارند در حالی که این ما بودیم که این جریانات پوچ وجود دادیم . بله باید برگردیم و دوب
تغییر
-
تاریخ: 1398/10/2 ساعت: 19:31
یک سال نخور نون تره تا به نون تره خوردن عادت نکنی پس بیایید این حرفای قدیمی را دوباره بررسی کنیم و اگه با عقلمون جور درنیامد انها را قبول نکنیم . مثلا همین که می گن بنی ادم بنی عادته را بیایید قبول
هدف من
-
تاریخ: 1398/10/2 ساعت: 19:31
اگر در زندگیم یک هدف داشته باشم ان هدف اینه که دوست دارم یک گروه تشکیل بدم که زبانهای مختلف دنیا را مسط باشن و ما همگی تلاش کنیم که علوم انسانی را مثل علوم ریاضی و تجربی تبدیل به قوانین مشخص کنیم در
در سوگ عزیزان
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:15
می گن اثبات شی نفی ما عدا نمی کند یعنی اگر ثابت کردیم خورشید در اسمان هست نفی شب بودن نمی کند . ولی این موضوع به نظر من زیاد درست نیست اثبات خیلی چیزها به منظور انکار و نفی خیلی چیز های دیگر است این
اسناد لایتغیر تاریخ
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:15
این روز ها از ان روزهاست که حتی دلم نمی خواهد بنویسم حالم بده نمی فهمم چطور می شه یکی را کشت که گفته من توان گرانی را ندارم نهایت باید حقوق را زیاد کرد می گن اگه گشنه باشی دزدی اشکالی نداره می شه
به بهانه فیلتر اینترنت
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:20
دنیای کوچکی دارم با دنیای کوچک خودم حال می کنم به روش خودم زندگی می کنم گاهی توفان دنیای کوچک مرا به هم می ریزد . من گاهی می نویسم از نوشتنم دنبال چیزی نیستم نوشتن بخشی از دنیای کوچک من است همین چند
از متنهای فراموش شده
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:20
مملکت شلوغه و منطق تعطیل و عقل به خودش شاشیده و خرافه بیداد می کند تاریخ بداند من نبض امروزم هیچ کس حق ندارد تاریخ را تحریف کند . اول می خواهم از یک موضوع شخصی حرف بزنم . در طول این دو سه ماه گذش
کورش
-
تاریخ: 1398/8/24 ساعت: 6:01
بدترین حرفی که می تونست یک نفر بگه متاسفانه این بود که بگه کورش بخواب ما بیداریم . خواهشا دوباره هیچ کسی کورش را به خوابیدن دعوت نکنه . همه ی مشکلات از زمانی شروع شد که کورش خوابید . حالا باید همه از
یبوست حلق
-
تاریخ: 1398/8/24 ساعت: 6:01
سکوت های دنباله دار ، باز هم سکوت . گاهی فقط با سکوت می شه ادامه داد . گاهی به خودت می گی خدا پدر کسی را بیامرزه که سکوت را اختراع کرد . گاهی مات و مبهوت می شی . گاهی فکر می کنی اگه دهنتو باز کنی روده
افکار نا تمام
-
تاریخ: 1398/8/24 ساعت: 6:01
زمان سریع می گذره و جایی برای افسوس خوردن و غصه خوردن برای زمان در نظر گرفته نشده . ولی سرعت زیاد زمان و نیاز به اخذ تصمیمات سریع زندگی را مشکل کرده یعنی هر لحظه یک چیزی میاد و تا تو بخوای در موردش ت
توهم انسان کامل
-
تاریخ: 1398/8/24 ساعت: 6:01
ظرف ها را می شورم حانه را جارو می زنم برنج را درست می کنم و .... من واقعا به کار کردن در خانه خیلی عقیده دارم . اینکه مردهایی هستند که دارند دنیا را می چرخانند برای من اهمیت ندارد اینکه زنهای بزرگی ه
مغلطه رای
-
تاریخ: 1398/8/24 ساعت: 6:01
مغلطه تقریبا سمی است که روی همه چیز پاشیده شده حالا هیچ حرف خوب یا بدی وجود نداره . در طول تاریخ چیزی که برای انسانها مهم بوده این بوده که چگونه بر گرده ی همدیگر سوار بشن . این سوار شدن مهمه یکی باید
گردوی پوک
-
تاریخ: 1398/8/24 ساعت: 6:01
حالا که پر از نا امیدی هستم حالا که احساس می کنم دیگر هیچ چیزی بین انسانها لایه ای از اطمینان نیست حالا که فکر می کنم انسانیت مرده حالا که می بینم حرف حساب نمی شه زد و همه چیز شده یک چیز دیگه . می تر
احساس گم شده
-
تاریخ: 1398/8/24 ساعت: 6:01
یک جایی نوشته بودم : من از هندسه چیزی نمی دانم از تانژانت هم صحبت نمی کنم چه بسا اگر سینوس و کسینوس را با هم ببینم انها را تحویل منکرات بدهم حالا هم عرض می کنم که از اینستاگرام چیزی نمی دانم یعنی زند
درینگ درینگ
-
تاریخ: 1398/8/24 ساعت: 6:01
صدای درینگ درینگ هیچ کس ممکنه فکر نکنه که مملکت ما را صدای درینگ درینگ خراب کرده . خیلی ها را تبل کرده خیلی ها را بی مسئولیت کرده خیلی ها را تن لش مفت خور کرده خیلی ها را گشاد و پرتوقع و بی گذشت و طر
لب دیوار نشین ها
-
تاریخ: 1398/8/24 ساعت: 6:01
حالا که در کربلا از دیوار سفارت ایران بالا رفتن باید یکی بهشون بگه از دیوار یکی نرو بالا که از دیوارت بالا می رن . شاید شما زخم ما را باز کردید ولی خوشبختانه پوست ما کلفته ما مثل چشم شیاریها کتاب غرور
ای ایران ای مرز گهر
-
تاریخ: 1398/8/24 ساعت: 6:01
شعر های زیادی داریم کلا برای شعر خوبیم . به اندازه ای که شعر های خوبی داریم نثر های خوبی نداریم کلا نمره شعرمون بیسته بیست تمام ولی نمره نثرمون صفره صفره تمام. مسئله اینه که کسانی که عقلی در مملکت ما
توهم زندگی
-
تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 0:18
ما حق نداریم بدونیم کی هستیم . ما حتی حق نداریم عقل داشته باشیم . ما یک مشت اسپرماتزیید های سرگردان و روان هستیم . ما متولد می شویم ولی هرگز اجازه زندگی نداریم در نهایت می توانیم در زندگی شخصی خود قای